تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
بگريختند . ابن وانودين به مكناسه پناهنده شد . بنى مرين بر لشكرگاه او دست يافتند و هرچه امتعه و ستوران بود ، همه را بردند . ابن وانودين با جمعى از سواران خود و پسرش ابو زكريا از مكناسه بيرون آمد و به قصر عبد الكريم ( قصر الكبير ) رفت تا به زن و فرزند و خويشاوندان خود پيوندد و در آنجا موضع گرفت . اين حوادث در اواخر سال 637 ه بود . « 19 » هزيمت ابن وانودين به اين نحو ، ضربتى تازه بر خلافت موحدى بود و بر هيبت بنى مرين بيفزود و دامنهء نفوذشان تا قصر الكبير كشيده شد . بقيهء قبايل بنى مرين و قبايل غماره نيز به امير محمد بن عبد الحق پيوستند . بنى مرين در آن نواحى به آزادى هر جاى كه مىخواستند جولان مىدادند . الرشيد با آنان به آشتى گراييد و ميانشان نامه‌هاى مودت‌آميز رد و بدل شد . ابن وانودين در قصر عبد الكريم كه بود ، ديد مردم بلادى كه در تحت فرمان او هستند از او به الرشيد شكايت مىنويسند و او را متهم كرده‌اند كه مىخواهد پاى به جاى پاى بنى حفص نهد و دعوى استقلال كند و الرشيد نيز اين اتهامات را باور كرده است . ابن وانودين از قصر عبد الكريم بيرون آمد و آهنگ جبال موحدين نمود و با آنكه بنى مرين در تعقيب او بودند شب و روز اسب تاخت تا به آنجا پناه برد و چون بر الرشيد ثابت كرد كه قصد عصيان نداشته است به مراكش بازگرديد و مورد استقبال او واقع شد . در سال 639 ه / 1241 م خليفه وزير و كاتب خود ابو حفص بن المومنانى را از كار دور ساخت و بكشت . سبب آن بود كه در نامه‌اى كه خود به دوستش السيد ابو حفص عمر بن عبد العزيز بن المنصور نوشته بود و او را به سبب فرمانروايىاش در يكى از بلاد تهنيت گفته بود اين عبارت را آورده بود كه « انشاء اللّه اين آغاز خلافت باشد » . پيكى كه نامه را مىبرد اشتباه كرد و آن را به اهل قصر داد و به دست سردار سپاه ابو المسك
هامش
( 19 ) . البيان المغرب ، ص 353 .