تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
همچنان در سر او بود . چون احتمال مىرفت كه دژ انيشه يا انيجه را در نزديكى شهر و در شمال آن تصرف كند امير ابو زيان فرمان داد آن را ويران سازند . اين دژ در فاصلهء هفت ميلى شهر بر فراز تپه‌اى و مشرف بر باغها و مزارع بلنسيه بود . اما خايمه به قلعهء ايوب لشكر آورد و همراه با السيد ابو زيد كه اكنون مسيحى شده بود مكان دژ ويران شده را گرفت و بر خرابه‌هاى آن دژى بس استوار بنا كرد و پادگانى نيرومند به سردارى دايى خود دون‌برناردو در آنجا مستقر ساخت . ابو جميل زيان كه از اهميت نظامى آن دژ آگاه بود درصدد بازپس گرفتن آن افتاد و لشكرى - طبق روايت مسيحيان - ششصد سوار و چهل هزار پياده - كه البته مبالغه‌آميز است - به آنجا گسيل داشت . در خارج انيشه ميان مسلمانان و مسيحيان نبردى سخت درگرفت . مسلمانان شكست خوردند و جمع كثيرى كشته شدند . در ميان كشتگان جمعى از علما و وجوه و صلحاى بلنسيه نيز بودند . از جمله بزرگترين علماى آن ديار محدث ابو الربيع سليمان بن موسى بن سالم الكلاعى بود . اين مرد علاوه بر مقامات علمى سربازى جنگاور و رشيد بود كه در بيشتر جنگها حضور مىداشت و خود در جنگ دست به شمشير مىبرد . در جنگ انيشه نيز پيشاپيش صفوف مىتاخت و فراريان را به پايدارى تحريض مىكرد و فرياد مىزد « آيا از بهشت مىگريزيد ؟ » تا به شهادت رسيد . ابو عبد الله ابن الابار القضاعى كه در كنار مخدوم خود ابو جميل زيان بود در قصيده‌اى به اين مطلع :
الما باشلاء العلا و المكارم * تقد به اطراف القنا و الصوارم
او را و هفتاد تن ديگر از علما را كه به خاك هلاك افتادند مرثيه گفت . شكست انيشه در ماه ذو الحجهء سال 634 ه / چهاردهم اوت سال 1237 م اتفاق افتاد . اين شكست بدين‌گونه خبر ناگوارى در پى داشت و آن سقوط دردناك بلنسيه بود . « 6 »
هامش
( 6 ) . الروض المعطار ، ص 49 .