تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
نتيجه عطايا و مواجب نقصان پذيرفته بود ولى حكومت موحدى قدمى در اصلاح احوال مملكت برنمىداشت . چون سختى به غايت رسيد و المستنصر از رنج و هلاك مردم خبر يافت فرمان داد انبارهاى سلطانى را بگشايند و آنچه گندم و جو ذخيره كرده‌اند به مردم مستمند دهند و از آنها بها نگيرند ولى بهاى آن از توانگران بستانند . همچنين مقادير بسيارى درهم و دينار در ميان مردم تقسيم كرد و از اين اقدام اندكى از تنگى و فشار بر مردم كاسته شد . عجب اين است كه در سال 617 در اندلس هم قحطى افتاد و قيمتها بالا رفت ولى آن وضع چندان دوام نيافت و به زودى امور به مجراى طبيعى خود افتاد . « 24 » در اين سال ، سال 617 ه / 1219 م خليفه به شيوهء ديگر خلفاى پيش از خود نامه‌اى به شهرهاى مغرب و اندلس فرستاد و واليان و اعيان و كارگزاران را به تمسك به دين و اتبّاع احكام شرع و التزام امر به معروف و نهى از منكر و امثال اين مقولات فرمان داد . « 25 » در سال 618 ه / 1220 م سفير قشتاله بار ديگر به مراكش آمد تا در تجديد معاهدهء صلح اقدام كند . گفتگوهاى نخستين ميان قشتاليان و واليان اندلس يعنى سادات موحدين انجام پذيرفته بود و بر وفق توجيه خليفه المستنصر بالله معاهدهء صلح بسته شد . وزير خليفه ابو يحيى بن ابى زكريا به ملكهء قشتاله برنجيلا دختر آلفونسوى هشتم پادشاه قشتاله و زوجهء مطلقهء آلفونسوى نهم پادشاه ليون كه در آن هنگام متولى سرپرستى فرزند خردسال خود فرناندو بود ، نامه نوشت . اين نامه به انشاى ابن عياش كاتب بود و در آن انعقاد صلح را ميان خليفه و سفراى او تأييد كرد . « 26 » از آخرين اقدامات المستنصر تعيين عمش ابو محمد عبد اللّه بن يعقوب المنصور بود به امارت مرسيه . ابو محمد پيش از اين والى قرطبه بود و هم اوست كه بعدها به العادل
هامش
( 24 ) . ابن عذارى البيان المغرب ، القسم الثالث ص 245 . ( 25 ) . همانجا ص 245 و 246 . ( 26 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، القسم الثالث ص 246 .