تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
بازگرديد و بار ديگر شهر اسلامى از محاصره بيرون آمد . در سالهاى بعد هجوم ليونيها بر قاصرش به حمايت جماعتى از قشتاليان تكرار شد و منجر به سقوط آن گرديد ، اين واقعه در تابستان سال 1223 م / 622 ه دو سال بعد از وفات خليفه المستنصر باللّه بود . از سوى ديگر با آنكه ميان خليفهء موحدى و دولت قشتاله معاهدهء صلح بسته شده بود عناصر متعصب مسيحى كه نمىخواستند فرصتى را كه براى جنگ با مسلمانان به دست آمده از دست بدهند . براى نقض پيمان و از سر گرفتن جنگ تلاش مىكردند . مقدم بر همه اينان روحانى متعصب ردريگو خمينث در ادا مطران طليطله بود . او خود يك لشكر صليبى به راه انداخت و از ناحيه شرقى به اراضى اسلامى تاخت و بر چند دژ از دژهاى مسلمانان مستولى گرديد و در حمله‌اى خود را به ركانه در مغرب بلنسيه رسانيد . مسيحيان آهنگ تسخير ركانه نمودند و آن را زير ضربات منجنقيهاى خود گرفتند و حتى يكى از برجهايش را نيز ويران كردند ولى نتوانستند به هدف خود برسند و نوميد بازگشتند . اين حادثه در اواخر سال 1219 م / 617 ه بود . * * * در خلال اين احوال پايتخت موحدى بىخبر از همه‌جا و آسوده از هر دردسرى به حيات خود ادامه مىداد و در دربار مراكش سكون و آرامش برقرار بود . خليفهء جوان يوسف المستنصر سرگرم عيش و عشرت خود بود و مشايخ موحدين سر در لاك خود داشتند ، آن‌سان كه نهضت بنى مرين هم آنان را به خود نياورد و سقوط شهر مرزى القصر و حوادثى كه در پى آن آمد سبب نشد كه به فكر تحكيم خطوط دفاعى خود در اندلس بيفتند . سال 616 ه / 1218 م فرارسيد و از زمين حاصلى به دست نيامد و قحطى و گرانى و گرسنگى چهره كريه خود آشكار ساخت . ميان قبايل مغرب كشاكشها آغاز شده بود ، بعضى نيز خلع طاعت كرده بودند . راهزنان در راهها كمين گرفته بودند ، آمدوشد قوافل مختل و آميخته با خطرات بود . توانايان بر ناتوانان تجاوز مىورزيدند . بازرگانى كاسد شده بود و درآمد دولت و در