فصل ششم نبرد عقاب
خليفه محمد الناصر لدين الله از اوايل سال 595 ه كه بر تخت فرمانروايى نشست سرگرم حوادث افريقيه و استيلاء بر بنى غانيه و تصرف شهرهاى آن ديار و نفاذ امر موحدين در آن سرزمين بود و از اينرو به آنچه در اندلس مىگذشت نمىپرداخت . در اين مدت كه خود دوازده سال را دربر مىگرفت در آن بلاد دست به كارى مهم و اساسى نزد . حتى فتح جزاير شرقى هم به مبارزهء او بر ضد بنى غانيه در افريقيه ارتباط داشت .
اما اوضاع اسپانيا در اين مدت به عواقبى ناگوار مىانجاميد . ممالك اسپانياى مسيحى و مقدم بر همه قشتاله پس از شكست در نبرد الارك سر در لاك خود فرورده بود و از درگير شدن با قواى موحدين حذر مىنمود . افزون بر اين قشتاله و ليون با موحدين قرارداد صلح بسته بودند . چون مبارزه موحدين با بنى غانيه به طول انجاميد و گسترش يافت و سالها گذشت و نيروهاى موحدين به شبه جزيره نيامدند ، مسيحيان دريافتند كه براى لشكركشى به اراضى اسلامى فرصت تازهاى دست داده است ولى آنچه آنان را از بهرهجويى از اين فرصت بازمىداشت ، جنگهاى داخلى ايشان بود .