موحدين را كه در بند بودند با خود ببرد تا مبادا بگريزند . آنگاه مقرر كرد كه اهل نفوسه دو هزار هزار دينار بپردازند و با وسايل هولناك خود آن مبلغ از ايشان بستد و به تونس بازگرديد و در قلعه شهر اقامت گزيد . « 19 »
3
يحيى بن اسحاق بن عانيه بر پايتخت افريقيه مستولى شد و در دست موحدين جز بجايه و نواحى غربى آن جايى باقى نماند . سقوط تونس و اسارت والى و ياران او از مشايخ موحدين ، در دربار مراكش اثرى عميق داشت . آنچه براى موحدين دردناكتر بود ، رفتار ناپسند ميورقى با مردم شهرهاى تحت فرمان بود . بنابراين پس از استيلاء بر ميورقه كه مركز اصلى بنى غانيه بود اكنون مىبايست بر سلطه آنان در افريقيه هم پايان دهند ولى موحدين نيك مىدانستند كه اين كار آسانى نيست . از اينرو چون مجلس مشاوره تشكيل شد بيشتر به مصالحه دعوت كردند ولى ابو محمد بن شيخ ابو حفص به لشكركشى به افريقيه و جنگ با ابن غانيه راى داد و الناصر نيز با اين راى موافقت نمود .
در آن هنگام - يعنى در سال 600 ه كه لشكر موحدين به فتح ميورقه رفت - خليفه الناصر در مراكش ماند تا در كارهاى ادارى و نظامى اندلس نظر كند . از جمله فرمانى صادر كرد كه ولات اندلس به تهيه وسائل نبرد بپردازند . آنگاه به تغيير برخى واليان اندلس پرداخت . از جمله ابو عبد اللّه بن عبد السلام كومى را به فرماندهى ناوگان سبته فرستاد . در همين سال ابراهيم بن الفخار يهودى وزير آلفونسوى نهم پادشاه قشتاله به سفارت به مراكش آمد و خواستار تجديد معاهده صلح گرديد .
چون خبر سقوط تونس و كشتار و تاراج ابن غانيه در افريقيه به گوش الناصر رسيد
هامش
( 19 ) . رحلة التجانى ص 354 - 356 . تاريخ ابن خلدون ج 6 / ص 195 و 284 .