عنان عزم از اندلس به سوى افريقيه گردانيد و فرمان داد كه ناوگان سبته به آبهاى افريقيه رود و ابو يحيى بن زكريا الهزرجى را به فرماندهى واحدها معين كرد . در اين روزها يحيى بن اسحاق بن غانيه ، پس از سركوبى ساكنان كوهستان نفوسه به ناحيه طره مركز بلاد نفزاوه رفته بود تا شورش آنان را سركوب نمايد . بسيارى از سپاهيانشان را كشته بود و خانههايشان را آتش زده بود سپس در مطماطه نيز چنان كرده بود .
خلاصه در سرتاسر افريقيه خون ريخته بود و آتش افروخته بود . « 20 »
در اين هنگام ميورقى از نزديك شدن قواى موحدى خبر يافت و دانست كه خليفه الناصر خود همراه سپاه است . خليفه در اواسط ماه جمادى الثانى سال 601 فوريه سال 1205 م از مراكش بيرون آمد و براى گرد آمدن سپاه موحدين در رباط الفتح استقرار يافت و از آنجا رهسپار افريقيه شد و ناوگان موحدى نيز در همان هنگام به محاذات ساحل به سوى بجايه در حركت بود . فرمانده ناوگان ابو يحيى بن ابى زكريا الهزرجى بود . ميورقى دريافت كه ياراى مقاومتش نيست پس اموال و ذخاير خويش را به مهديه گسيل داشت تا در حراست پسر عمش على بن الغانى باشد . سپس خود از تونس خارج شد و رهسپار جنوب گرديد تا به قيروان رسيد و در آنجا روزى چند درنگ كرد . از قيروان به قفصه راند و در آنجا طوايف عرب را با بذل اموال و دادن وعدهها به يارى خود فراخواند و از آنان پيمانها و گروگانها گرفت كه در جنگ او را فرونگذارند . قواى بحريه موحدين به تونس داخل شد و هركه را از اتباع ميورقى در آنجا يافت بكشت . آنگاه مردم را امان داد . الناصر كه از استيلاى قواى خود بر تونس و فرار ميورقى خبر يافت از پى او به سوى قفصه راند . ميورقى به كوه دمر رفت و در آنجا تحصن گرفت . الناصر از قفصه به قابس لشكر برد و از سوى خود عاملى در آنجا نهاد . يحيى بن اسحاق بن غانيه ميورقى همه سعيش آن بود كه تمام مقاومت خويش را در مهديه متمركز كند . از اينرو جمعى كثير از قواى خود را در مهديه جاى داده بود و دفاع از شهر را به عهده پسر عم خود على بن الغانى نهاده بود ولى خود در كوه دمر آماده رويارويى با سپاه موحدين بود .
هامش
( 20 ) . رحلة التجانى ، ص 356 .