تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
دو نيز مملكت را در حال حيات خود ميان فرزندان خويش تقسيم كرده بودند و اين سياست همواره به افروخته شدن آتش جنگ داخلى ميان ممالك مسيحى منجر مىگرديد . در سال 1150 م گارسيا راميرس پادشاه ناوار بمرد و پسرش سانچو ملقب به دانشمند جانشين او شد . امپراطور آلفونسو ريمونديس دريافت كه براى حمله به ناوار اكنون فرصتى مناسب دست داده است . در حال باهم‌پيمان قديم خويش كنت رامون برنگر در تطيله ملاقات كرد و ميانشان همان معاهده‌اى كه براى تقسيم ناوار در كريون بسته بودند تجديد شد . دو پادشاه تنها به تقسيم ناوار اكتفا نكردند بلكه شهرهاى اسلامى را هم كه هنوز فتح نشده بود ميان خود تقسيم نمودند . در اين تقسيم اراضى بلنسيه و مرسيه به آراگون اختصاص يافت و دون سانچو پسر قيصر نيز تعهد نمود كه كنت را در فتح ناوار يارى رساند . كنت نيز تعهد كرد كه اگر قيصر بميرد سانچو را به جاى او به رسميت بشناسد و اگر پدر و پسر هر دو بميرند به سيادت پسر ديگر قيصر ، يعنى فرناندو ، بر اراضى مملكت اعتراف نمايد . ولى حوادث چنان پيش آمد كه ناوار چندى از اين توطئه در امان ماند . از اين قرار كه دونيا بلانكا خواهر پادشاه ناوار با دون سانچو پادشاه قشتاله در سال بعد ، سال 1151 م ازدواج كرد . و در مجلس عقد در قلهره سه پادشاه : پادشاهان قشتاله و آراگون و ناوار حضور يافتند . در همين سال قيصر آلفونسو ريمونديس كه زنش مرده بود با شاهزاده خانم ريكا دخت لادسلاو پادشاه بولونيا ازدواج نمود . عروس در سال بعد به قشتاله آمد . قيصر به پيشباز او به بلدالوليد رفت و با مراسمى شايان و پرشكوه او را به كاخ خود برد . در سال 1153 م ازدواج سانچو پادشاه ناوار با دونيا سانچو دخت قيصر از برنجيلا صورت گرفت و در سال بعد دختر دوم قيصر دونيا كونستنزا به لويى هفتم پادشاه فرانسه شوى كرد . لويى هفتم زن اول خود اليونور دوجيان را طلاق گفته بود . پس از عقد اين ازدواج دربارهء ملكه كونستنزا حرفهائى زده شد . بعضى گفتند كه او دختر شرعى قيصر از ملكه برنجيلا نيست بلكه دختر غير شرعى او از رفيقه‌اش كوندرادا است . لويى هفتم ، تصميم گرفت كه خود به تحقيق پردازد ، به قصد زيارت قبر قديس ياقب در سال 1155 به شنت‌ياقب رفت . قيصر از علت اصلى آمدن دامادش به شنت‌ياقب بىخبر نبود . در برغش و سپس