تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
در خلال اين احوال قشتاله مبارزهء خود را برضد مسلمانان پىگرفته بود . اين مبارزه گاه به صورت ايجاد موانعى در راه غزوات ايشان بود يا به صورت حمله به اراضى ايشان يا كوشش براى جدا ساختن شهرهاى مرزى . مرابطين بر قلعهء موره غلبه يافته بودند . اين قلعه در جنوب طليطله بود . در سال 1140 م اين قلعه را تصرف كردند و آن را پايگاه حملات خود به اراضى مجاور در قشتاله ساختند . آلفونسو ريمونديس سپاهى گران گرد آورد و حاكم طليطله ردريكو فرنانديث را با سپاهى به منطقهء وادىيانه فرستاد . ردريكو فرنانديث در حوالى قرطبه و اشبيليه دست به كشتار و تاراج زد . امپراطور خود در حملهء ديگرى به قلعهء قوريه شركت جست و مدت دو ماه آن را در محاصره گرفت تا در ژوئن سال 1142 م / 536 ه آن را به تصرف آورد . البته هنگامى اين پيروزى ميسر شد كه پادگان مسلمان و محافظ قوريه از هرگونه يارى رسانى نوميد شده بودند . در روايت مسيحى داستانى است كه در هيچ يك از مراجع اسلامى ديده نمىشود و آن اينكه : قشتاليان به سردارى نونيو آلفونسو حاكم سابق موره براى نبرد به اراضى اسلامى آمدند . نبرد ميان قشتاليان و نيروهاى اشبيليه و قرطبه درگرفت . مسلمانان سخت منهزم شدند . واليان اشبيليه و قرطبه كشته شدند . سرهايشان را بر نيزه كرده در طليطله بگردانيدند و قشتاليان بر بسيارى از غنايم و اسيران دست يافتند . اين واقعه در اواخر سال 1142 م / 537 ه اتفاق افتاد . همچنين در روايات اسلامى از اين داستان هم نشانى نيست كه مىگويد : قيصر در سال بعد يعنى سال 1143 م / 538 ه به سردارى مارتن فرنانديث و نونيو آلفونسو لشكرى فرستاد تا نگذارد مسلمانان قلعهء موره را تعمير كنند و در آن تحصن جويند . والى قلعه كه در روايات مسيحى از او به نام فرج ياد شده - و حال آنكه رياح نام داشته - با سپاه خود به دفاع بيرون آمد و جنگ در پيوست . مسيحيان منهزم شدند و مارتن فرنانديث مجروح شد و بگريخت و نونيو بر فراز تلى نزديك ميدان جنگ به نام صخرة الوعل در دفاع از خويش كشته شد . سرش را بريدند و دست راست و پاى راستش را جدا كردند و به قرطبه و اشبيليه فرستادند تا بيوه‌هاى آن دو سردار مقتول ببينند و تسليت يابند . آنگاه آنها را نزد امير المسلمين تاشفين بن على به مراكش