نواب مردم براى انتخاب پادشاه جديد گرد آمدند . اين نمايندگان در شهر چاقه مجلسى ملى تشكيل دادند . آراگونيها مىگفتند برادر پادشاه متوفى راميروى راهب را به پادشاهى اختيار بايد كرد . راميرو سالها بود در سلك راهبان درآمده بود و در ديرى دور از آبادى در نزديكى ثغراربونه مىزيست . اما ناواريها اين راى را نپذيرفتند و از آراگونيها جدا شدند و در بنبلونه پايتخت قديم خود گرد آمدند و استقلال خود اعلام داشتند و براى خود پادشاهى برگزيدند . اين پادشاه گارسيا راميريس نوهء پادشاهشان سانچو بود كه در سال 1076 به ناگاهان به قتل رسيد .
بدينگونه ناوار از آراگون جدا شد و موقعيت قديم خود را به عنوان يكى از دول اسپانياى مسيحى بازيافت .
نمايندگان آراگون از سوى ديگر در مونتسون مجلسى تشكيل دادند و راميروى راهب را به پادشاهى آراگون انتخاب كردند . راميرو اين پيشنهاد بپذيرفت ولى آن را موكول بدان ساخت كه اجازت دهند از رهبانيت بيرون آيد و بر تخت شاهى نشيند . چون اجازت يافت و به پادشاهى نشست ، پاپ موافقت كرد كه با دخت كنت پواتيه و خواهر دوك اكوتين شاهزاده خانم انيس نيز ازدواج كند . بدينگونه آراگون كه در عهد آلفونسوى محارب مملكتى پهناور بود ، به يك مملكت كوچك تبديل شد . و بر ممالك اسپانياى مسيحى يك مملكت ديگر : مملكت مستقل ناوار افزوده شد .
پادشاه قشتاله اين دگرگونيهاى تازه را با اهتمام تمام زيرنظر داشت و مىخواست از آن حوادث بيشترين بهره را نصيب خود سازد . تا اوضاع جديد در آراگون و ناوار استقرار يافت از قشتاله لشكرى عظيم بيرون آورد و به سواحل ابرو روى نهاده ناجره و قلهره را به تصرف درآورد . سپس به بهانهء حمايت سرقسطه از تعرض مرابطين بدانجا روى نهاد . پادشاهان ناوار و آراگون كه از عزم پادشاه قشتاله و كثرت لشكرش آگاهى داشتند جرأت مقاومت در خود نيافتند . آلفونسو ريمونديس بىهيچ مقاومتى به سرقسطه درآمد . پادشاه راهب ، راميرو شهر و همهء اراضى آراگون را كه در ساحل چپ ابرو بود به او واگذاشت و اعلان كرد كه ازين پس آراگون تحت نظر و حمايت قشتاله قرار دارد . راميروى راهب به وشقه رفت و به همان عنوان پادشاهى آراگون و سوپرابى و ريباگورسا بسنده كرد . در
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 508
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٥٠٨