تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
وصيت كرد كه مملكت بزرگ او به سه قسمت شود . قسمت نخست براى هزينه‌هايى جهت آرامش روح پدر و مادرش و كفارهء گناهان خودش و براى آنكه جايى در بهشت خدا بيابد و براى قبر مقدس و خادمان آن اختصاص يابد . قسمت دوم براى فقرا و شواليه‌هاى اسبتاريه بيت المقدس « 1 » اختصاص يابد و قسمت سوم مخصوص داويه « 2 » يا شواليه‌هاى معبد است زيرا اينان حاميان مسيحيت در معبد مسيح هستند « 3 » . شواليه‌هاى داويه چند سال پيش از اين در امارت برشلونه ظاهر شدند . اميرشان رامون برنگر سوم بود و او بود كه آنان را در امارت خود به قيام دلير ساخت . آلفونسوى محارب كمى پيش از مرگش قصد آن كرد كه يك جمعيت دينى همانند جمعيت بيت المقدس ايجاد كند ولى به سبب مخالفت اشراف نتوانست و همواره اين آرزو در دل نهفته مىداشت تا چون مرگش فرا رسيد بدان وصيت كرد . دو ملت آراگونى و ناوارى هرگز اين وصيت‌نامهء عجيب را نپذيرفتند و نخواستند سرنوشت كشورى را بدان سپارند . ناواريها مخصوصا اين فرصت مغتنم شمردند و براى بازگرداندن استقلال ملت خويش پاى اقدام پيش نهادند . اينان از آن زمان كه سانچو راميريس پادشاه آراگون و پدر آلفونسوى محارب در سال 1076 م بر بلادشان غلبه يافته بود ، استقلال خود را از دست داده بودند . از آغاز آراگونيها و ناواريها بر اين نهاده بودند كه به ادعاهاى پادشاه قشتاله آلفونسو ريمونديس كه مىگفت از سوى مادر نوادهء سانچوى بزرگ است و وارث او ، گوش فرا ندهند . ازاين‌رو نمايندگان دو ملت مركب از طبقات سه‌گانه يعنى روحانيان و اشراف و
هامش
( 1 ، 2 ، 3 ) . شواليه‌هاى اسبتاريه و شواليه‌هاى معبد از مشهورترين شواليه‌هاى دينى بودند كه در قرون وسطى در آغاز جنگهاى صليبى تشكيل شد . گروه شواليه‌هاى معبدseralpmeTكه در روايات اسلامى به جماعت داويه شهرت دارند ، در سال 1119 م در بيت المقدس ، پس از سقوط آن ، به دست صليبيان براى حمايت زائران قبر مسيح ، به وجود آمد . پادشاه بيت المقدس طرفى از قصر خود را به آنان داد ، سپس معبد مجاور خود را به آنان واگذاشت . ازاين‌رو به شواليه‌هاى معبد مشهور شدند . اين جمعيت به زودى رشد كرد و مسيحيان ديگر به آنان پيوستند و در جنگهاى صليبى نقش مهمى برعهده داشتند و چند قرن برقرار خود بودند . شواليه‌هاى اسبتاريهsrellatipsoHنيز يك جمعيت دينى از شواليه‌ها است كه پس از جماعت نخستين به وجود آمد ولى از آنان اهميت كمترى داشت .