و چهار ماه در آن درنگ كردند و به هنگام بيرون آمدن از شهر همه محلات و باروها را ويران ساختند . « 1 »
عبد المؤمن تا اول سال 558 ه در مراكش ماند و همچنان در پى اندوختن ساز نبرد بود . سپس از پايتخت بيرون آمد و به تينملل به زيارت قبر المهدى رفت .
زمستان بود و سرما گزنده و باران و برف به شدت مىباريد . آنسان كه دشتها و تپهها را برف فرو پوشيده بود . باوجوداين خليفه با آنكه جامههايش تر شده بود ، بى وقفه از ميان سيلابها و برفها مىگذشت تا به تينملل رسيد و زيارت به جاى آورد .
مشايخ موحدين نيز در رنج تمام از پى او بودند . عبد المؤمن پس از زيارت به مراكش بازگرديد تا بار ديگر به مهيا ساختن سازوبرگ جنگ پردازد .
روز پانزدهم ربيع الاول 558 ه / نوزدهم فوريه سال 1163 م از مراكش بيرون آمد و به رباط الفتح رفت . سرزمينهاى ميان سلا و المعموره را گنجاى اين لشكر عظيم نبود . مورخان معاصر او شمار سپاهيانش را بيش از صد هزار سوار و صد هزار پياده نوشتهاند . « 2 » و در برخى روايات ديگر بيش از سيصد هزار سوار از موحدين و مرتزقه و هشتاد هزار سوار و صد هزار پياده از متطوعين نوشتهاند . « 3 » كه همه را عطايا و صلات كرامند داده بود . چون خليفه در لشكرگاه خود جاى گرفت سرداران سپاه و مشايخ موحدين و عرب و ديگر اهل راى را به حضور فراخواند تا در باب حمله بزرگ به اندلس و چگونگى و ترتيب آن از دريا و خشكى به سگالش پردازند .
در ميان حاضران ابو محمد سيد راى بن وزير نيز در مجلس بود . او به شرح احوال و اوضاع اندلس پرداخت و پيشنهاد كرد كه در اين حملهء بزرگ همه سپاهيان به چهار لشكر تقسيم شوند . يك لشكر به پرتغال به جنگ ابن الرنك ( آلفونسو هنريكيز ) صاحب قلمريه رود و يكى به مملكت ليون . پادشاه ليون در آن روزگار فرناندوى سوم پسر قيصر آلفونسو ريمونديس بود ، همانكه در روايات عربى از آن به الببوج تعبير مىكنند و لشكر سوم به قشتاله رود . پادشاه قشتاله آلفونسوى هشتم كودكى
هامش
( 1 ) . ابن صاحب الصلاة ، برگ 117 .
( 2 ) . همان جا ، برگ 41 .
( 3 ) . الاستقصاء ، ج 1 / ص 158 .