تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
رسيد قصيدهء غرائى برخواند كه اعجاب همگان برانگيخت و اين آغاز ترقى او بود . زيرا خليفه را از قصيده خوش آمد و شاعرش را تمجيد كرد . ابو جعفر نزد السيد ابو سعيد والى غرناطه جاى گرفت و ابو سعيد او را به وزارت خويش برگزيد . چندى بعد ميانشان خلاف افتاد زيرا هر دو عاشق شاعره زيباى اندلسى حفصه دخت الحاج الركونى شده بودند و در اين عشق رقيب يكديگر . ابو سعيد او را به اتهام شركت در فتنهء ابن مردنيش بگرفت و در سال 559 اعدام شد . « 1 » عبد المؤمن نزديك به دو ماه در جبل طارق درنگ كرد و چنان كه گفتيم آنجا را جبل الفتح ناميد . اقامت آن هيئتها و مجالس سور و سرور كه هم در آنجا حوايج بسيارى برآورده مىشد بيست روز يعنى تا پايان مراسم عيد قربان سال 555 ه ادامه يافت . در اين هنگام به آن هيئتها اجازت داده شد كه بازگردند و مردم به مواطن خويش بازگشتند . عبد المؤمن در خلال اين احوال با شيوخ و سرداران سپاه به امور اندلس مىرسيد و در مظالم مىنگريست و رأى مىداد و به هيئتهايى كه آمده بودند وعده‌هاى جميل مىداد كه و از آنها براى حمايت از اندلس و مبارزه با اعداء آن خواستار بذل معونت بود . در همان روزها سپاهى عظيم ترتيب داد مركب از موحدين و اندلسيان كه اساس آن هجده هزار سوار بود . ابن الشرقى را به فرماندهى موحدين و ابن صناديد را به فرماندهى اندلسيان برگماشت . « 2 » و بار ديگر فرزند خود السيد ابو يعقوب را به امارت اشبيليه بازگردانيد . و جماعتى از مشايخ موحدين را كه صاحب مكانت و رأى بودند با او همراه كرد . و پسر ديگر خود ابو سعيد را ولايت غرناطه داد . و شيخ ابو حفص عمراينتى يا عمر بن يحيى الهنتاتى را امارت قرطبه داد . « 3 » چون بدين نحو از كار اندلس بپرداخت به سبته بازگرايد تا به مغرب رود . اين واقعه در آغاز سال 556 ه / فوريهء سال 1161 م بود . و برفور به مراكش پايتخت بازگرديد . اين مدت كه عبد المؤمن در جبل طارق يا جبل الفتح به سر آورد يكى از ايام به سور و سرور اندلس بود كه در آن روزها شكوه سلطنت
هامش
( 1 ) . ابن الخطيب ، الاحاطه ( 1956 ) ج 1 / ص 223 ، 225 ، 226 . ( 2 ) . الحلل الموشيه ، ص 118 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، بخش سوم ص 46 . ( 3 ) . المراكشى ، المعجب ص 124 .