تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
اشبيليه رسيد . خاطره‌ها آسوده شد و آرامش بر اشبيليه و سراسر منطقهء غرب حكمفرما گرديد . از آنجا براى تقويت قدرت دفاعى قرطبه آذوقه و سلاح فرستاده شد . « 1 » ابراهيم بن همشك وقتى احساس كرده بود كه جبههء موحدين در اشبيليه و قرطبه مستحكم شده است و هجوم بر آن بسى دشوار است راه ديگرگون كرد و عزم هجوم به غرناطه نمود . نزديك‌ترين شهرها به جيان بود كه از سوى ابن مردنيش به امارت آن گماشته شده بود . از سوى ديگر ابن همشك توانست با جماعتى از يهوديان غرناطه كه بر خلاف ميل خود اسلام آورده بودند ، در نهان رابطه برقرار كند . هم‌پيمان اين يهوديان مردى بود به نام ابن دهرى . قرار بر اين شد در شبى معين وسايل دخول او را به شهر آماده كنند . در اين روزها غرناطه بلادفاع بود زيرا ابو سعيد فرزند عبد المؤمن به مغرب رفته بود و در آنجا جز پادگانى از موحدين سپاه ديگرى نبود . ابن همشك با جمعى از سپاهيان خود در يكى از شبهاى ماه جمادى الاول سال 555 رهسپار شهر شد . خيانت انجام گرفت و يهوديان به فرمان ابن دهرى دروازه ربض را شكستند و بانگ برآوردند و در حال ابن همشك به شهر درآمد . موحدين به قصبه گريختند . همه سپاهيان موحدين در آنجا گرد آمدند . چون ابن همشك استوارى قصبه و كثرت سپاه موحدين را ديد نزد خويشاوند خود محمد بن سعد بن مردنيش كه در اين ايام در مرسيه بود كس فرستاد و او را به طمع تصرف غرناطه افكند و از او مدد طلبيد . او نيز جمعى از سپاهيان خود و افواجى از مسيحيان را به سردارى الباردريگوس اصلع ( كچل ) و آن‌سان كه در روايت عربى آمده است ، نوه البارهانس روانه غرناطه نمود . ابن همشك در قلعه الحمراء بر فراز تل السبيكه روبه‌روى قصبه جاى كرده بود و از آنجا قصبه را در زير ضربات منجنيق خود گرفته بود . ابن همشك در جنگ مردى سختكوش و در عين حال جبار و سنگدل بود . هركس از موحدين را كه به دستش مىافتاد به سخت‌ترين وجه شكنجه مىداد . بعضى را در منجنيق نهاده پرتاب مىكرد ، بعضى را از بلندى مىافكند يا در آتش مىسوخت ولى
هامش
( 1 ) . ابن صاحب الصلاة ، المن بالامامه على المستضعفين ، برگ 24 الف و ب .