زمينهايى را كه به جنگ گرفته بودند مساحت كرد و به ميزان خمس بر آنها خراج بست .
علامه التاميرا در باب توزيع اراضى اندلس چنين مىگويد : « فاتحين حق تصرف در همهء املاك يا بخشى از آن را براى مالكين اسپانيايى آنها ، اعم از اينكه اسلام آورده باشند يا تسليم شده باشند باقى گذاشتند و در برابر آن ، چيزى همانند خراج از آنها مىگرفتند . اين خراج بر زمينهاى زراعتى و درختان ميوهدار تعلق مىگرفت .
اين قاعده در باب برخى از ديرها نيز مجرا مىگرديد . بعضى شهرها نيز چون قلمريه از امتيازاتى برخوردار مىشد . آنگاه با پرداخت اين خراج مالكين حق داشتند در زمين خود آزادانه تصرف كنند . اين حقى كه به آنان داده شده بود بر طبق قوانين قديم رومى بود كه در ايام تسلط گوتها اجرا مىشد ، و اما آنچه از اراضى كه فاتحين گرفته بودند افزون مىآمد ميان رؤساء و لشكريان يا قبايلى كه سپاهيان از آنها تشكيل شده بودند تقسيم مىگرديد .
« در توزيع اراضى چنان مقرر شد كه ولايات شمالى يعنى جليقيه و ليون و استرياس به بربرها تعلق گيرد و ولايات جنوبى ، يعنى اندلس به قبايل عربى . بر دهقانان وابسته به زمين يعنى
sovreiS
از گوتها كه به كشت اراضى مشغول بودند مقرر شده بود كه به سنيورها يا خاندانهاى مالك تنها دو ثلث يا ثلث خمسهاى محصول را بپردازند . اين امر سبب شد كه حال كشاورزان نيكو شود ، زيرا اين امر در عين حال سبب مىشد كه مالكيت تعديل يابد و مالكيتهاى بزرگ خرد شود . حال وضع بردگان نيز بهبود يافت ، زيرا رفتار مسلمانان با آنان بهتر از اسپانيايىها و روميان و گوتها بود .
زيرا كافى بود بردهاى به اسلام درآيد تا از بردگى آزاد شود . » « 24 »
سمح در قرطبه آن پل مشهور را بر روى نهر وادى الكبير بنا كرد و اين تحقق يكى از خواستهاى عمر بن عبد العزيز بود . همچنين در همهء كارهايش زمام دورانديشى و رفق و مدارا و عدالت را از كف فرونهشت . زعما بر گردش حلقه زدند و آتش فتنهها فرونشست و خاطرها آسوده گشت و نظم و امنيت بر همهجا حكمفرما شد .
سمح بن مالك علاوه بر كفايت ادارى و سياسى ، سربازى دلير و سردارى بزرگ بود . چون از تنظيم امور داخلى بپرداخت آمادهء از سر گرفتن غزوات و استوار
هامش
( 24 ) .. 812 - 712 . p . I . V anapsE ed airotsiH : arimatlA . R