را از آن خود كند . پس با جمع ياران خود به مالقه تاخت تا خلافت را از مهدى بستاند ، ولى در كار خود مغلوب شد و به جزيره بازگشت و در سال 440 ه در آنجا بمرد .
پسرش محمد بهجاى او نشست و مدتى اندك بر جزيره فرمان راند ، سپس پسرش قاسم بهجاى او نشست و الواثق لقب گرفت . خلافت او ضعيف و قلمروش اندك بود ؛ بيش از مدت كمى ماندن نتوانست . آنگاه ابن عباد صاحب اشبيليه عزم آن كرد كه به خلافت حموديان يكسره پايان دهد . سپاهى به جزيرة الخضراء فرستاد و از دريا و خشكى آن را در ميان گرفت . قاسم به سرعت تسليم شد و امان خواسته خود با اهل بيت و يارانش در سال 446 ه / 1055 م از جزيره خارج شد و به المريه رفت .
در آنجا در ظل حمايت فرمانرواى آن معتصم بن صمادح بياسود و در آنجا ببود تا در سال 450 ه / 1058 م درگذشت .
در همين وقت باديس امير غرناطه مالقه را از المستعلى ( 449 ه ) گرفته بود و دولت حموديان فروريخته بود . بدينگونه دولت حموديان از مالقه و جزيرة الخضراء بيفتاد و قدرتشان در اندلس پس از آنكه قريب نيم قرن بر مثلث جنوبى اسپانيا و مرزهاى شمالى بر العدوه فرمان مىراندند ، برافتاد « 29 » .
* اسپانياى مسلمان در نيمهء اول قرن پنجم هجرى / يازدهم ميلادى ، پس از فروريختن ستونهاى خلافت اموى و دولت عامرى گرفتار كشمكشى ميان مدعيان حكومت گرديد . اندلس كه به صورت كشور واحدى از كرانههاى رود دويره در شمال تا تنگهء جبل الطارق در جنوب و از سواحل درياى مديترانه در مشرق تا اقيانوس اطلس در مغرب گسترده بود ، اكنون به صورت پيكرى پارهپاره و دولتهايى پراكنده و ايالات و شهرهايى دور از هم و خصم يكديگر درآمده بود و بر هريك از آنها حاكمى در آن
هامش
( 29 ) . رجوع كنيد به : ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 288 ، 291 و 292 . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 154 و 155 . ابن الاثير ، الكامل ، ج 9 / ص 96 و 97 . المراكشى ، المعجب ، ص 37 - 39 .
ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 142 و 143 . و نيز رجوع كنيد به تحقيق استاد خاورشناس اسپانيايى غرناطى سيكود لوثينا تحت عنوان :. 35 - 74 . p , sariceglA y agalaM ed seroneS , seidummaH soL