تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
سالهاى فروپاشى توانسته بود سلطهء محلى خود را حفظ كند و با استيلاجويى از صقالبه يا سردارى نيرومند يا رئيسى صاحبجاه از رؤساى خاندانهاى اصيل ، به فرمانروايى مىپرداخت . بربرها به نوبهء خود اراضى مثلث جنوب اسپانيا را در دست داشتند . در آن بخش كه در دست دولت حموديان بود چند امارت به وجود آمده بود و همين امر سبب شد كه آنجا ميدانى براى زدوخورد ميان خويشاوندان گردد . بر خرابه‌هاى دولت بزرگ اندلس چند دولت ( ملوك الطوايف ) تشكيل شد . اين امر كه از اوايل قرن پنجم هجرى آغاز شد و تا آغاز پيروزى مرابطين ادامه داشت ، هفتاد سال به طول انجاميد و در تمام اين مدت گرفتار يك سلسلهء بىانتها از منازعات و كشاكشهاى كوچك و خصومتها و جنگهاى داخلى بود ، آن‌گونه كه نزديك بود در اثر آن اختلافها و تفرقه‌ها و رقابتها يكباره دولت اسلامى دچار زوال شود و اگر نشد رحمت پروردگار بود . زيرا اسپانياى مسيحى خود در اين ايام كه وحدت اندلس بدين نحو دچار پريشانى شده بود ، گرفتار دردهاى درون خويش بود و فرصت تاختن به اندلس بىسروسامان و از هم گسيخته را نداشت . ولى لحظاتى رسيد كه ملوك الطوايف اختلاف و كشمكش را به حد اعلا رسانيدند ، در عين حال اسپانياى مسيحى هم تن‌وتوش خود بازيافت و توانست ضربت سخت و ناگهانى خويش را فرودآورد و طليطله يكى از مراكز مهم اندلس را در سال 478 ه / 1085 م از پيكر او جدا كند . اما در اين روزها حوادث ديگرى در شرف وقوع بود . اندلس مجروح ، دردمند و مأيوس از حيات به ناگاه دست يارى به سوى برادران خود در آن سوى دريا در سواحل مغرب دراز كرد و آنان را به يارى خود خواند . سپاه مرابطون از مغرب چون سيلى جوشيدن گرفت و به شبه جزيرهء اسپانيا روى نهاد و دولت اسلامى را بار ديگر در اندلس از سقوط برهانيد .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 674 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان