دهد تا از آنجا مملكت را اداره كند و فرمان براند و سلامت از تعرض دشمنان را با مظاهر قدرت و عظمت در يكجا گرد آورد . پس بناى شهرك شاهانهء جديدى به نام مدينة الزاهره را در سال 368 ه / 978 م پىافگند . در اينكه مدينة الزاهره در كجا بوده اختلاف است ، زيرا هنوز كاوشهاى باستانشناسى چيزى از آثار آن را پيدا نكرده است و بر خلاف مدينة الزهراء نشانى از آن به دست نيامده . بعضى مىگويند مدينة الزاهره در دشتى بود در جنوب شرقى قرطبه در انحناى رود وادى الكبير و به فاصلهء چند ميل از آن . بعضى ديگر مىگويند كه مدينة الزاهره در زمينى در مشرق قرطبه بر ساحل جنوبى رود وادى الكبير بوده است « 2 » . المنصور محمد بن ابى عامر در الزاهره قصر شاهانهء پرشكوه و مسجد و بناهايى براى امور ادارى و سكونت نگهبانان و خواص ترتيب داد . بناى شهر دو سال مدت گرفت ، آنگاه اطراف آن را به وزرا و سرداران و بزرگان رجال دولت اقطاع داد . آنان نيز براى خود خانههاى عظيم بنا كردند و در شهر كوچهها و بازارهاى پهناور احداث شد و ربض آن به ربض قرطبه پيوست و ديرى نپاييد كه از حيث بزرگى و رونق با شهر خليفه پهلو مىزد .
در اوايل سال 370 ه / 980 م محمد بن ابى عامر به مدينة الزاهره نقل مكان كرد و براى خود از ميان صقالبه و بربر نگهبانان خاص برگزيد و قصر نوين خود را با نگهبانان و حاشيه احاطه نمود . اينان هر حركتى را از داخل و خارج دقيقا زير نظر داشتند .
باوجود مدينة الزاهره مدينة الزهراى خليفه از رونق بيفتاد . وزرا و بزرگان مملكت از قصر خلافت بيرون رفتند و مركز قانونى خلافت در خاموشى فرورفت . ابن ابى عامر در همان وقت بر گرد قصر خلافت بارويى و خندقى احداث كرد و درهايش را قفل نمود و كسانى را برگماشت تا نگذارند كس به درون رود يا خبرى بىاطلاع او به خليفه رسد و جاسوسان خود را بر هشام و حاشيهء او مأمور كرد و چنان شايع نمود كه هشام نظر كردن در همهء امور مملكت را به او سپرده است تا خود براى عبادت پروردگارش فراغت داشته باشد . بدين طريق خليفهء جوان از اعتبار افتاد و همهء روابطش با خارج قطع شد و در اعماق قصر خود بىخبر از همهجا محبوس گرديد و كمكم به فراموشى
هامش
( 2 ) . بنابر قول ابن حزم در طوق الحمامة ، ص 110 .