تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
هولناك بود . اين واقعه در چهاردهم ماه ربيع الاول سال 305 ه / چهارم سپتامبر سال 917 م اتفاق افتاد . روايات اسلامى حاكى است كه بقاياى سپاه اسلامى توانستند اموال و متاع خود را به اراضى اسلامى بازگردانند . ولى روايات اسپانيايى بر خلاف اين است . آنها مىگويند كه هزيمت هراس‌آميز بود ، آن‌سان كه همهء پشته‌ها و جلگه‌ها و بيشه‌هايى كه به سمت جنوب از نهردويره تا انتيسه « 17 » گسترده بودند از اجساد مسلمانان انباشته بود « 18 » . اين شكست را در دربار قرطبه اثرى عميق بود . عبد الرحمان مصمم شد كه خود به جنگ ليون رود و اگر حوادث افريقيه پيش نيامده بود تصميم خويش عملى مىنمود ، ولى اين حوادث سبب شد كه پاسخ به تجاوز مسيحيان را براى آينده‌اى نه‌چندان دور بگذارد . هنوز چند ماهى نگذشته بود كه اردونيوى دوم و هم‌پيمانش سانچو ( شانجه ) پادشاه ناوار لشكر به بلاد اسلامى آوردند . اين لشكركشى در بهار سال 918 م بود . جنگ شنت اشتبن مسيحيان را دليرتر كرده بود . در حوالى ناجره و تطيله دست به كشتار و تاراج زدند و سانچو بر شهر بلتيره « 19 » مستولى شد و مساجدش را آتش زد و مردمش را به بند كشيد . عبد الرحمان در آرزوى انتقام آن شكست پيشين و كشته شدن سردار دليرش بود ، ازاين‌رو لشكرى عظيم تدارك ديد و سردارى آن را به حاجب خود بدر بن احمد سپرد و فرمانها و نامه‌ها به ساكنان ثغور نوشت و از آنان خواست كه به يارىاش برخيزند و در معاقبت مسيحيان و دفع تجاوز ايشان و سركوبىشان درنگ روا ندارند . بدر با سپاه عظيم خود در حركت آمد و در ماه محرم سال 306 ه / اوايل ژوئيهء سال 918 م از قرطبه روى به ميدان نبرد نهاد . ساكنان ثغور از اطراف بيامدند ، همه تشنهء جهاد و انتقام . مسيحيان نيز هرچه توانستند از اكناف بلاد جنگجويان را فراخواندند تا بتوانند حملهء دشمن را دفع نمايند . مسلمانان چون سيل به حدود ليون راندند . مسيحيان كه آن همه جنگجو و ساز نبرد ديدند به كوهها متكى شدند ، ولى مسلمانان بر آنان هجوم مىآوردند . دوبار در نزديكى مكانى موسوم به مطونيه نبرد درگرفت . مسيحيان
هامش
( 17 ) . به اسپانيايىazneitA. ( 18 ) .. 711 . p . II . loV . tsiH : yzoD( 19 ) . ناجره را به اسپانيايىarejaNو بلتيره راarreitlaVگويند و هردو در حوزهء تطيله واقع شده‌اند .