تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
عبد الرحمان بن حكم در اين هنگام سرگرم نبردى بزرگ در ثغر اعلى بود و در بلاد بشكنس تاخت‌وتاز مىكرد . الفونسو در هراس بود كه اين سيل بنيان كن مرزهاى جليقيه را نيز درنوردد ، ولى عبد الرحمان بن حكم پس از آنكه بنبلونه را ويران كرد و بشكنس و هم‌پيمانانشان شورشگران ثغر اعلى را درهم كوبيد بازگشت . الفونسوى دوم پس از اندكى از اين حوادث بمرد . در اوويدو رهبر يكى از اشراف به نام كنت ريوتيانوس نخست سلطنت را تصاحب كرد . راميرو از آنچه گذشته بود خبر يافت . از بردوليا شتابان به جليقيه راند و سپاهى از شهر لك گرد آورد و به آستورياس آمد تا با كنت غاصب نبرد كند . ريوتيانوس در كرانه‌هاى نهر نارسياس با سپاه خود با راميرو روبه‌رو شد . چون نبرد ميان دو گروه درگرفت بيشتر سپاهيان ريوتيانوس از او جدا شدند و او خود شكستى سخت خورده بگريخت . دستگيرش كردند و چشمانش را ميل كشيدند و باقى عمر در يكى از ديرها در بندش نمودند . راميرو تخت‌شاهى خود بازستد و سراسر جليقيه و آستورياس به فرمان او درآمد . تخت پادشاهى راميرو كه زير نفوذ اشراف بود همچنان مىلرزيد . سالى چند نگذشت كه اشراف در سال 845 م توطئهء شورش تازه‌اى را بر ضد او برپا كردند ، سپس در سال 848 بار ديگر شورش ديگرى به راه انداختند . راميرو هربار توانست شورش را سركوب كند و سران آن را بگيرد و بسيارى از ايشان را بكشد . آنچه درخور توجه است اين است كه معاملهء حكومت قرطبه با سران شورشيان با اعتدال و گذشت بيشترى توأم بود . بسيار اتفاق مىافتاد كه عصيانگران را عفو كند و نيز در شكنجهء آنان چندان قساوت به خرج نمىداد . البته اين امر به اوضاع و احوال در اندلس مربوط مىشد ، زيرا شورشهاى اندلس بيشتر شورشهاى قبيلگى بود و شورشگران از مردم عادى . اما در جليقيه رؤساى شورشى از اشراف و فئودالهاى بزرگ بودند ، بنابراين خطرشان براى دستگاه فرمانروايى بيشتر بود و ازاين‌رو مقاومت بيشترى را ايجاب مىكرد « 2 » . مملكت مسيحى در آغاز دورهء راميرو ، چونان مملكت اسلامى ، سرگرم دفع حملات نورمانها بود ، حملاتى كه در سال 842 به ناگاه - چنان كه گفتيم - با شدتى
هامش
( 2 ) .. 352 . s . I . B , neinapS ni nedajamO red ethcihcseG : hcabhcsA
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 387 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان