فصل اول مملكت مسيحى اسپانيا در خلال قرن نهم ميلادى
1
از پديد آمدن مملكت مسيحى اسپانيا پس از فتح اسپانيا به دست مسلمانان ، سخن گفتيم « 1 » . و گفتيم كه چگونه اين مملكتى كه در آن سوى كوهستانهاى شمالى به وجود آمده بود ، با گامهاى كند ولى ثابت و استوار ، راه نمو پيمود و در همهء اين مدت واليان اندلس از آن غافل بودند و براى فروكوفتنش دست به كارى نزدند ، تا آنگاه كه در اواخر قرن هشتم عاملى شد كه به حساب آمد و حكومت قرطبه به آن نيروى تازه نفسى كه پىدرپى سرزمينهاى اسلامى را مورد تهديد قرار مىداد با نظر اهتمام و بيم مىنگريست و در سالهاى بعد قسمت اعظم نيروى خود را صرف مبارزهء با آن و محدود كردن تجاوزاتش نمود .
در ذكر اخبار اين دوره از تاريخ مملكت مسيحى اسپانيا ، به عصر الفونسوى دوم ملقب به عفيف كه در سال 791 م / 175 ه به پادشاهى نشست رسيديم . الفونسوى دوم پادشاهى دورانديش و كارا بود . مملكت را در ضبط آورد و از هر جهت به پيش راند . مرزها را استوارى بخشيد و شهرها را آبادان ساخت و در راه بهبود اوضاع اجتماعى كشور خود سعى بليغ نمود . پايتخت را به شهر اوويدو آورد . مملكت جليقيه
هامش
( 1 ) . رجوع كنيد به فصل هفتم از باب دوم ، ص 223 - 238 .