( 1 ) از سخنان على عليه السلام
علاء بن عبد الرحمن گويد : مردى نزد على بن ابى طالب ( ع ) آمد و از او پرسيد كه : ايمان چيست ؟ على ( ع ) پاسخ داد : ايمان بر چهار ستون استوار است : بر صبر و بر يقين و بر عدل و بر جهاد . صبر نيز چهار شاخه دارد : شوق و خوف و زهد و انتظار . پس كسى كه شوق بهشت دارد ، شهوات از دل دور سازد و آنكه از آتش جهنم ترسد گرد محرّمات نگردد و آنكه در دنيا زهد ورزد ، مصيبتها را به چيزى نينگارد و آنكه در انتظار مرگ بود به انجام كارهاى نيك بشتابد .
يقين را نيز چهار شاخه است : نگرشى به زيركى ، رسيدن به دقايق حكمت و پند گرفتن از گذشت روزگار و نگهداشتن روش اسلاف . آن كس كه نگرش زيركانهاش بود ، به دقايق حكمت دست يابد و آنكه به دقايق حكمت دست يابد سيرت روزگار بشناسد و آنكه سيرت روزگار بشناسد چنان است كه با اسلاف زيسته است .
عدل را نيز چهار شاخه است : به ژرفاى فهم رسيدن ، به عمق دانايى فرو شدن ، نيكو داورى كردن و به بردبارى خو گرفتن . زيرا آنكه نيكو فهم كند مجملات علم را تفسير كند و آنكه دانا شود آيينهاى حكمت را بشناسد و آنكه بردبارى ورزد در كار خود تفريط نكند و به پايمردى بردبارى خويش در ميان مردم ستوده زندگى كند .
جهاد را نيز چهار شعبه است : امر به معروف و نهى از منكر و پايدارى در آنجا كه پايدارى بايد و دشمنى با فاسقان . كه هر كه امر به معروف كند از مؤمنان نيك پشتيبانى كرده و آنكه نهى از منكر كند بينى منافقان به خاك ماليده و آنكه با فاسقان دشمنى ورزد به خاطر خدا خشمگين شده و آنكه به خاطر خدا خشمگين شود خدا نيز به خاطر او به خشم آيد .
( 2 ) ابو زكريا از اصحاب دانشمند على ( ع ) روايت كند كه على ( ع ) فرمود : اما بعد ، خداوند آيين اسلام بياورد و راه آبشخور آن براى هر كه خواهد كه خويشتن از آن سيراب سازد آسان