اما در مورد بذل اموال و دلجويى از مردان به مال ، ما نمىتوانيم به هيچ كس بيش از آنچه حق اوست از بيت المال چيزى دهيم . خداى تعالى فرمايد : « چه بسا گروهى اندك بر گروهى بسيار - به فرمان خدا - غلبه كند و خدا با صابران است [ 53 ] . »
خدا ، محمد ( ص ) را مبعوث داشت و او تنها يك تن بود . از آن پس بر شمار ياران او در افزود و يارانش را بعد از ذلت عزت بخشيد . اگر خداوند بخواهد كه ما اين مهمّ بر عهده داشته باشيم ما را بر كارهاى صعب چيره گرداند و ناهمواريهاى راه هموار سازد . من از رأى تو آنچه خشنودى خدا را در بر داشته باشد مىپذيرم . تو يكى از باايمانترين ياران من هستى و اعتماد من بر تو بيش از همه است تو در نزد من نيكخواهترين ياران منى و انديشه و رأيت از همه به صواب نزديكتر است .
( 1 ) ربيعه [ 54 ] و عماره [ 55 ] گويند : جمعى از ياران على ( ع ) نزد او رفتند و گفتند : يا امير المؤمنين ، اين اموال به مردم ده و در تقسيم اين اشراف عرب و قريش را بر موالى و عجم برترى نه و نيز به كسانى كه بيم آن است كه به خلاف تو برخيزند و از نزد تو بگريزند مالى بذل كن . اينان اين سخن از آن روى مىگفتند كه معاويه به هر كه نزد او مىرفت چيزى عطا مىكرد .
على ( ع ) ايشان را گفت : آيا به من مىگوييد كه پيروزى را به پايمردى ستم فرا چنگ آرم ؟ به خدا سوگند ، تا اين خورشيد مىدمد و اخترى بر آسمان مىدرخشد چنين نكنم كه مىگوييد .
و اللّه اگر كه آن مال نه از بيت المال ، كه از آن من مىبود بازهم ميانشان مواسات مىورزيدم ، پس چگونه چنين نكنم در حالى كه مال متعلق به آنهاست ؟
سپس چندى خاموش ماند ، آنگاه سر بر آورد و گفت : هر كه را مالى در دست است بايد كه از فساد بر حذر باشد ، زيرا بذل مال به كسى كه حق او نيست تبذير و اسراف است . كه اين كار اگر چه بخشنده را در ميان مردم پرآوازه مىكند ، در نزد خداى تعالى پست مىگرداند . هر كس مال خود نه به جاى خود صرف كند يا نزد نااهل نهد خداوند او را از سپاس آنان محروم گرداند و دوستىشان نصيب ديگر كسان كند و اگر در ميان آنها كسى باقى ماند كه بازهم به او اظهار دوستى كند و سپاسش گويد به يقين چاپلوس و دروغزن است كه خود را به او نزديك مىكند تا بازهم از داراييش بهره جويد ، زيرا اگر دوستش مسكين شود و به يارى او نيازش افتد و خواهد كه بخششهاى او جبران كند ، در اين حال بدترين دوست خود را در مقابل خود خواهد ديد .
هر كس مالى را كه خدايش عطا كرده بخواهد انفاق كند ، بايد به درد خويشاوندان رسد يا ضيافتى نيكو دهد يا اسيرى را از اسارتش برهاند يا وامدارى را يارى كند يا در راه مانده و فقير و مهاجرى را مدد رساند . و خود در برابر نوائب دهر و حوادث روزگار پايدارى ورزد و دستيابى به اين خصال دستيابى به مكارم دنيا و درك فضايل آخرت است .
شهر بن حوشب [ 56 ] گويد كه على ( ع ) به اصحابش مىگفت : امتهايى كه پيش از شما بودند ، هلاك نشدند مگر بدان سبب كه مرتكب معاصى مىشدند و پيشوايان دينى آنان را منع
الغارات ( فارسي ) — صفحة 38
مساهمون: إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي
ص٣٨