تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغارات ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
و گويند كه دست روى شكم خود مىگذاشت و مىگفت : سوگند به آنكه دانه را رويانيد و جانداران بيافريد كه هر چند هيچ نيابم شكم به خيانت نيالايم و گرسنه از ورطهء خيانت بيرون آيم . ( 1 ) ابو اسحاق همدانى [ 51 ] گويد : به هنگام تقسيم مال دو زن نزد على ( ع ) آمدند . يكى عرب و يكى از موالى . على ( ع ) به هر يك بيست و پنج درهم و يك كرّ خوردنى داد . آن زن كه عرب بود گفت : يا امير المؤمنين من عربم و اين زن عجم . على ( ع ) گفت : من در اين غنيمت كه رسيده براى فرزندان اسماعيل برتريى نسبت به فرزندان اسحاق نمىيابم . غلام مالك اشتر گويد : على ( ع ) از اينكه مردم از نزد او مىگريزند و به معاويه مىگرايند نزد مالك اشتر شكوه كرد . مالك اشتر گفت : يا امير المؤمنين ما با مردم بصره به نيروى مردم بصره و مردم كوفه پيكار كرديم . در آن زمان مردم همه يك رأى داشتند و سپس ميانشان اختلاف افتاد و دشمنى آغاز كردند و ايمانشان به سستى گراييد و شمارشان روى به كاهش نهاد . زيرا تو آنان را به عدالت بازخواست مىكنى و به حق عمل مىنمايى و حق فرومايه از صاحب سرمايه مىستانى و آن صاحب سرمايه را بر آن فرومايه برترى نمىدهى . چون با همه به حق و عدالت رفتار كرده‌اى طايفه‌اى از آنان كه با تو بودند ، اين شيوه برنتافتند و از اينكه پنجهء عدالت تو گريبانشان را مىگرفت غمگين شدند . اما بخششهاى معاويه همه به مالداران و اشراف است . نفوس مردم به دنيا مشتاق است و در ميان مردم دوستداران دنيا اندك نيست . بيشترين مردم حق را ناخوش دارند و باطل در كامشان شيرين آيد و دنيا را بر هر چيز برترى دهند . اگر تو نيز دست به بذل مال گشايى ، مردم در برابر تو سر فرود آرند و از روى صدق و صفا خير خواه تو شوند و خالصانه دوستى ورزند . يا امير المؤمنين خدايت خير دهاد و دشمنت را سرنگون كناد و جمعشان بپراكناد و كيدشان سست و پيوندشان گسسته گرداناد كه او به آنچه مىكنند آگاه است . على ( ع ) در پاسخ او پس از حمد و ثناى پروردگار گفت : اما آنچه در سيرت دادگرى ما گفتى ، خداى تعالى مىگويد « هر كس كارى نيك كند سودش به خود او مىرسد و هر كه كارى بد كند زيانش به خود او رسد و پروردگار تو در حق بندگان ستم نمىكند [ 52 ] » و ترس من بيشتر از اين است كه با اين همه بازهم در امر عدالت قصور ورزيده باشم . اما در اينكه گفتى كه جمعى نتوانستند حق را برتابند و از ما جدا شدند ، خدا مىداند كه آنان اگر از ما جدا شده‌اند به سبب جور ما نبوده و اگر رفته‌اند نه براى دست يافتن به عدالت بوده است . بلكه ايشان چيزى جز دنيا نمىطلبيدند . چنان مىنمودند كه از دنيا دورى مىكنند و حال آنكه به مال دنيا دست نيافته بودند . در روز رستاخيز از ايشان خواهند پرسيد كه آيا قصدشان دنيا بوده يا براى خدا عمل مىكرده‌اند .
الغارات ( فارسي ) — صفحة 37 | إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي / عبد المحمد آيتى