( 1 ) روش على عليه السلام در بيت المال
مجمّع [ 33 ] گويد : على عليه السلام هر روز جمعه بيت المال را جاروب مىكرد و آب مىپاشيد ، سپس دو ركعت نماز به جاى مىآورد و مىگفت : شما دو تا در روز قيامت در حق من شهادت دهيد .
ضحّاك بن مزاحم [ 34 ] از على ( ع ) روايت كرد كه گفت : محبوب من رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم ، چيزى براى فردا ذخيره نمىكرد . ابو بكر نيز چنان مىكرد ، چون نوبت به عمر رسيد چنان ديد كه دفترها ترتيب دهد و اموال از اين سال براى سال ديگر ذخيره كند . اما من چنان مىكنم كه محبوبم رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله مىكرد .
گفت : على عليه السلام از جمعه تا جمعهء ديگر عطا مىداد و مىگفت :
( 2 )
هذا جناى و خياره فيه * اذ كلّ جان يده الى فيه [ 35 ]
مجمع تيمى گويد : على عليه السلام بيت المال را آب مىپاشيد ، سپس در آنجا نماز نافله به جاى مىآورد و مىگفت : اى بيت المال در روز قيامت شهادت بده كه من از مال مسلمانان هيچ در تو نگاه نداشتم .
اين روايت از طريق ديگر - بازهم از مجمع - نقل شده است .
عاصم بن كليب [ 36 ] از پدر خود روايت مىكند : براى على ( ع ) مالى از اصفهان رسيد . آن را تقسيم كرد . در آن ميان گردهء نانى بود ، آن را نيز بشكست و هفت قسمت كرد و بر هر قسمت تكهاى از آن نهاد . سپس اميران هفتگانه را بخواند و ميان آنها قرعه زد كه سهم كدام يك را نخست بدهد . آن روزها در كوفه هفت محلّه بود .
كليب الجرمى از پدرش روايت كرد كه گفت : من نزد على ( ع ) بودم مالى از ناحيهء جبل [ 37 ] رسيد . على ( ع ) بر خاست ما نيز برخاستيم تا به نزد خربندگان و ساربانان رسيديم . مردم گرد آمده بودند آنسان كه بر او ازدحام مىكردند . على چند ريسمان بگرفت و آنها را به هم گره زد