( 1 ) تاختن ضحّاك بن قيس و رويارويى حجر بن عدىّ با او و هزيمت ضحّاك
جندب ازدى از پدرش روايت كند كه نخستين حمله به عراق ، حملهء ضحاك بن قيس بود .
ضحاك به جنگ مردم عراق آمد . و اين واقعه بعد از رأى دادن آن دو حكم بود و پيش از كشتن نهروانيان . از اين قرار كه به معاويه خبر رسيد كه على ( ع ) بعد از رأى دادن آن دو حكم بسيج نبرد كرده و رهسپار شام مىشود . معاويه بترسيد و در بيرون دمشق لشكرگاه بر پاى كرد و به اطراف شام مناديان فرستاد و فرياد بر آورد كه اينك على رهسپار شام است آنگاه نامهاى - يكسان براى همه جا - نوشت و فرمان داد كه براى مردم بخوانندش : نامه چنين است :
« اما بعد ، ما و على محضرى نوشته و شروطى گذاشته بوديم و دو مرد را برگزيديم كه دربارهء ما بر طبق كتاب خدا حكم كنند و از آن درنگذرند و مقرر داشتيم كه هر كس آن پيمان نقض كند چنان است كه عهد و پيمان خدا را نقض كرده است يا آن حكم اجرا ننموده است . آن داور كه من برگزيده بودم مرا اثبات كرد و آن داور كه على برگزيده بود ، على را خلع كرد . اكنون على ستمكارانه به سوى شما مىآيد پس هر كس كه پيمان گسلد به زيان خود گسسته است . و چون كار بر اين منوال است ، با بهترين ساز و برگ براى نبرد مهيا شويد جنگافزارهاى خويش آماده سازيد كه جنگى در پيش است . گرانبار يا سبكبار ، چه از روى بىميلى و چه شادمانه به كارزار شتابيد ، خداوند براى ما و شما انجام كارهاى نيك را ميسر دارد . »
مردم از همه سوى بلاد به دو روى نهادند ، خلقى گرد آمد و خواستند رهسپار صفين شوند . و معاويه با آنان رأى زد . و گفت كه على از كوفه مىآيد و كسى كه از ماجرا خبر دارد گفته است كه او از نخيله بيرون آمده .
حبيب بن مسلمه [ 33 ] گفت : من معتقدم كه به حركت آييم تا در همان منزلى كه قبلا در آنجا بودهايم ( يعنى صفين ) فرود آييم ، كه آنجا منزلى مبارك است و در آنجا بود كه خدا ما را بهرهمند ساخت و داد ما از دشمنانمان بستد .