( 1 ) بسم اللّه الرحمن الرحيم از بندهء خدا على امير المؤمنين به هر كس از مسلمانان و مؤمنان و مارقين و مسيحيان و مرتدان كه اين نامه بر آنها خوانده شود . سلام بر كسى كه از راه هدايت پيروى كند و به خدا و پيامبرش و كتابش و رستاخيز پس از مرگ معتقد باشد و به عهد خدا وفا كند و از خائنين نباشد .
اما بعد ، من شما را به كتاب خدا و سنت پيامبرش فرا مىخوانم . در ميان شما به حق و آنچه خداى تعالى در كتابش بدان فرمان داده عمل مىكنم . هر كس از شما كه به خانهء خود بازگردد و دست از جنگ بدارد و از اين مارق هلاكشوندهء محاربى كه با خدا و پيامبرش و مسلمانان به جنگ برخاسته و در زمين فساد مىكند ، كناره گيرد ، مال و خونش در امان است و هر كس كه در جنگ با ما و خروج از طاعت ما از او متابعت كند ، براى دفع او از خدا يارى مىخواهيم و خدا ميان ما و او حكم خواهد كرد . اگر خدا دوست شما باشد ، شما را كافى است .
و السلام .
معقل بن قيس پرچم امان بيفراشت . مردم همگى به نزد او آمدند و امان خواستند ، جز خرّيت و قومش كه همچنان بدگويى و بد خواهى مىكردند . همهء مردمى كه بر خرّيت گرد آمده بودند ، جز قومش ، از گرد او پراكنده شدند . معقل بن قيس لشكر بياراست و يزيد بن مغفّل ازدى را در جناح راست قرار داد و منجاب بن راشد ضبّى را در جناح چپ و به سوى خرّيت و يارانش در حركت آمد . همه قوم او از مسلمان و مسيحى و آنان كه از پرداختن زكات سر برتافته بودند بر او گرد آمدند . خرّيت مسلمانان را در جناح راست جاى داد و مسيحيان و آنان را كه از دادن زكات مردم را منع مىكردند در جناح چپ .
خرّيت در اين روز به قومش مىگفت : امروز بايد از حريم خويش و از زنان و فرزندانتان دفاع كنيد ، به خدا سوگند اگر اينان پيروز شوند شما را خواهند كشت و زنان و فرزندانتان را اسير خواهند كرد .
مردى از ميان قومش بر خاست و گفت : اين بدبختى را دست و زبان تو بر سر ما آورد . آنگاه خرّيت گفت : بجنگيد كه شمشير بر هر ملامتى سبقت مىگيرد .
عبد اللّه بن قعين گويد : معقل بن قيس در ميان جناح راست و جناح چپ لشكر مىگرديد و ما را به جنگ تحريض مىكرد و مىگفت : اى مردم ، نمىدانيد در اين وضعى كه هستيد چه پاداش بزرگى در انتظار شماست . خداوند شما را بر سر قومى كه از دادن زكات بازمىزنند و از اسلام بر گشتهاند و از روى ستم و دشمنى بيعت گسستهاند فرستاده است . شهادت مىدهم كه هر كس از شما در اين پيكار كشته شود به بهشت خواهد رفت و هر كس زنده بماند ديدگانش
الغارات ( فارسي ) — صفحة 131
مساهمون: إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي
ص١٣١