تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نوگويه ها ( الكلمات الطريفة ) ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
[

كلمهء 82 ] وسواس

بعضى از مردم به شكايتِ از روزگارْ زبان گشوده ، زمانه را به باد نكوهش مىگيرند و گمان دارند كه روزگار وى را از كمال بازداشته يا زمانه آن‌ها را به سختى انداخته است و اين دو در گذشته از خانه‌هاى بهشت بوده يا از دروازه‌هاى رضوان شمرده مىشده‌اند . ( نكتهء 13 ) آرى ! روزگار ، جايگاه حادثه‌ها و دگرگونىهاست و زمانه ، فرودگاه مرگ و محلّ عبرت‌ها ؛ مگر آن‌كه امور در اين دو متشابه‌اند و حركت روزگاران و زمان‌ها به هم نزديك و ميان‌شان فاصلهء چندانى نيست و تفاوت روشنى در هستى آن‌ها وجود ندارد ، همچنين ميان زمان حال نسبت به گذشته ناهمگونى نيست . شما در آفرينش خداى مهربان ، تفاوت نمىبينيد . اگر چنين شخصى گمان مىكند كه زمان‌ها در گذشته جريانِ زيباترى داشته‌اند ، اين شخصْ فريبِ فراوانىِ شنيده‌ها نسبت به ديده‌هاى آن را خورده است ، به خلاف آخرت . و اگر گمان مىكند كه زمان در آغاز عمر او خرّمى بيشترى داشته و پربارتر بوده است ، منشأ اين گمان اين است كه انسان زمانى كه از مرحلهء تميز و تشخيص گذشت و ميان سره از ناسره تفاوت يافت و شروع به نزديك شدن به زمان پيرى كرد و عبرت‌ها و تجربه‌ها برايش حاصل شد به گمانش مىرسد كه زمانه تغيير يافته و فاسد گشته است و بازار روزگار به ويرانى و كسادى افتاده و مزاجش از اعتدال به انحراف كشيده شده و سعادتش روى در شقاوت و و بال نهاده است . در اين صورت ، شروع به بدگويى از زمان و حمله كردن به برادران مىكند ، در حالى كه دگرگونى در او و سيرتش صورت پذيرفته و او بايد در جهت آبادكردن درون و بازگشايى ديدهء بصيرت خود اقدام كند و به پروردگار مردم پناه آورد ، پروردگارى كه مالك و خداى مردم است و بايد به او پناه برد از شرّ وسواس .