[
كلمهء 81 ] شگفتانگيز
بعضى از مردم متعرّض آبروى پيشينيان شده ، به نكوهش رفتگان مىپردازند .
بزرگانى كه به حكمت سخن گفته و به بردبارى زينت يافتهاند ، چنين كسانى را مشاهده مىكنى كه به دنبال پيدا كردن لغزشهاى آن بزرگان به راه افتاده ، براى اثبات آن به عبارات چند پهلو از آثار آنان تمسّك جسته ، گاهى اظهار مىدارند كه فلان شخص از مخالفان بوده و زمانى گمان مىكنند كه وى به گروه منحرفان داخل گشته است . نه چنين است ! بهراستى كه بعضى از گمانها گناه است .
آرى ! بهدرستى كه چنين رفتارى بدنشانهاى است . آن بزرگان كجا و چنين نسبتهايى ! كه خوبىها و حسنات آنان از رهگذر درايت به ما رسيده است ، و آنچه اين عيبجويان گمان مىكنند ، روايتى بيش نيست و مذهب خردمندان ، بهسان طلا و مسير آنان پوشيده است و چنانچه كسى در زمان تقيّه ، اظهار خلاف حقّ كند ، عذرش پذيرفته است ؛ كه چنين كسى به اظهار خلاف حقّ در آن زمان مأمور بوده است و سخن بزرگان ، وجوه گوناگون دارد و اسرار دانش اهل معرفت را ظاهربينان برنمىتابند . آيا عيبجويان نشنيدهاند كه : « بدترين افراد امّت من كسانى هستند كه عيب بىگناهان مىجويند » و به جان خودم سوگند ! اين از شگفتىها است . آيا خرد اينان دچار آفت گشته يا به دلهاىشان بيمارى راه يافته است ؟ بگو : آيا پيش شما دانشى هست كه آن را براى ما آشكار سازيد ؟ شما به دنبال گمان هستيد و جز دروغ نمىگوييد .