ميشوم : مشئوم ، شوم ، نامبارك
ميل : واحد مسافت در حدود 1000 گام
ميمنه : جانب راست سپاه
مؤنه : لوازم معيشت از نفقه ، خرج ، هزينه ، رنج ، زحمت
ن
نار : انار
نبات : گياه
نبيد : نبيذ ، شراب خرما ، خمرى كه از فشردهء انگور سازند ، آب افشرده كه از حبوب و جز آن گيرند
نجدى : منسوب به نجد ( فلاتى كوهستانى در عربستان كه اسبان آن معروف است )
نحل : زنبور عسل
نصّاب : عيار ، حيلهباز ، خدعهگر محتال مالمردمخور ، آنكه به كارى پردازد كه به آن مأمور و منصوب نشده باشد
نصف النهار : نيمروز ، وسط ظهر
نطع : بساطى از پوست دباغت كرده كه گسترند و بر آن نشينند ، فرش چرمين كه محكوم به اعدام را بر آن نشانيده و سرش را مىبريدند
نظارگيان : تماشاگران
نعومت : نرمى ملايمت
نفقات : بخشها ، هزينههاى زندگى زن و فرزندان
نفور : رميدن ، دور شدن ، رميدگى
نفور : نفرتكننده ، رمنده ، گريزان ، نفرتانگيز
نقمت : عتاب ، انتقام ، كينهكشى
نمط : روش ، طريقه
و
و بال : سختى ، شدت ، عذاب ، بدى عاقبت ، گناه ، تقصير ، در اصطلاح نجومى به آن خانه از دو خانهء هر يك از خمسهء متحيره گفته مىشود كه با آن كوكب موافق نباشد ، بودن كوكب است در مقابل خانهء خود
وثاق : اطاق ، خانه ، خيمه ، خرگاه
وثاق : هرچيز كه به وسيلهء آن چيزى را ببندند مانند ريسمان و زنجير و غيره
وظيفه : مواجب