نامه و پيك امام حسين ( عليه السلام ) را نزد او برد ، عبيد اللّه نامه را خواند و فرستاد گردن سليمان را زدند ، صبح فردا منبر رفت و مردم را إرعاب و تهديد كرد و عازم كوفه شد تا پيش از رسيدن حسين ( عليه السلام ) وارد كوفه شود .
* * *
21 - أسلم بن عمرو غلام حسين بن على ( ع )
: أسلم از خدمتگزاران حضرت حسين ( عليه السلام ) بود ، پدرش ترك بوده و پسر او كه عبد مكاتب « 1 » بود اسلام آورد . مورخين و ارباب مقاتل مىنويسند : اسلم به ميدان جنگ رفت و اين رجز را مىخواند :
اميرى حسين ، و نعم الأمير * سرور فؤاد البشير النذير
امير من حسين است و چه نيكو اميرى است او مايهء سرور و شادى قلب پيامبر بشارت دهنده و ترساننده مىباشد .
او پس از رجزخوانى جنگيد تا اينكه به شهادت رسيد ، وقتى كه روى زمين افتاد حسين ( ع ) به بالينش رسيد در حالى كه ، هنوز رمقى داشت ديد به حضرت اشاره مىكند حسين ( ع ) او را در آغوش گرفت و صورت به صورتش گذاشت او لبخند زد و گفت :
كيست مثل من ؟ در صورتى كه حسين ( ع ) صورت به صورتم گذاشته است ، آنگاه روح از بدنش پرواز كرد روحش شاد باد !
* * *
22 - قارب بن عبد اللّه دئلى مولى حسين بن على ( ع )
: مادر قارب كنيز امام حسين ( ع ) بود ، عبد اللّه دئلى با او ازدواج كرد ، و قارب از او متولد شد پس او غلام حضرت خواهد بود ، قارب با حضرت از مدينه به مكه و از آنجا به كربلا حركت كرد ، در نخستين حمله يك ساعت به ظهر مانده به شهادت رسيد .
* * *
هامش
( 1 ) - مكاتب ، بردهاى است كه با مولاى خود قرار كتبى منعقد مىسازد تا پس از چندى از بردگى آزاد گردد .