خدا و هتك حرمت رسول خدا جرى و بىباك شدهاند ! ، اشك از چشمان مباركش جارى شد و فرمود : « على الدّنيا بعدك العفاء » پس از تو خاك بر سر دنيا و زندگى آن باد ! » .
ابو مخنف و ابو الفرج از حميد بن مسلم ازدى نقل كردهاند كه گفت : گويا هم اكنون مىبينم زنى را كه از خيمه بيرون آمد و فرياد مىزد : « يا حبيباه ! يا بن اخيّاه ! » اى عزيز دلم و اى فرزند برادرم ! پرسيدم اين زن كيست ؟ گفتند : او زينب دختر علىّ بن أبي طالب عليه السلام است ، او آمد و خود را بر روى نعش على اكبر انداخت ، حسين ( ع ) آمد و دستش را گرفت به خيمه برد و برگشت و به جوانان بنى هاشم گفت : بدن برادرتان را به خيمه ببريد ، بدن را از قتلگاه برداشتند و به خيمهء شهداء آوردند .
على اكبر ( ع ) كه به شهادت رسيد از خود فرزند و اولادى نداشت .
* * *
2 - عبد اللّه بن الحسين بن على بن أبي طالب عليهم السلام :
عبد اللّه « 1 » در مدينه متولد شده است و گفته شده است كه در كربلا متولد شده است ولى اين قول درست نيست ، مادرش « رباب » دختر مرّة بن القيس بن عدى بن اوس بن جابر بن كعب بن عليم بن جناب بن كلب مىباشد ، مادر رباب ميسون دختر عمرو بن بن حصين بن ضمضم است ، و مادر ميسون ، رباب دختر اوس بن حارثه بن حاتم طائى است .
دربارهء رباب ، ابو عبد اللّه الحسين ( ع ) مىفرمايد :
لعمرك انّنى لأحبّ دارا * تحلّ بها سكينة و الرّباب
أحبّهما و أبذل جلّ مالى * و ليس لعاتب ، عندي عتاب
قسم به جان تو ، خانهاى را دوست مىدارم كه در آن سكينه و رباب رفت و آمد داشته باشند آنان را دوست مىدارم و بيشترين مالم را به آنان بذل مىكنم و اين امر ، هيچ نوع شماتت و عتابى ندارد .
امرء القيس در مدينه ، سه دخترش را به ازدواج امير المؤمنين و امام حسن و امام حسين ( عليهم السلام ) درآورد كه داستانش مشهور است ، رباب كه به همسرى امام حسين ( ع )
هامش
( 1 ) - مقصود از عبد اللّه همان على اصغر معروف شيرخواره مىباشد .