الكتاب و محرّفى الكلم ، و عصبة الأرقام و نفثة الشيطان و مطفئ السنن و يحكم ! أ هؤلاء تعضدون ؟ و عنّا تتخاذلون ؟ أجل و اللّه غدر فيكم قديم و شجت عليه اصولكم ، و تأزّرت عليه فروعكم ، فكنتم أخبث ثمر شجى للناظر و أكلة للغاصب ، الا و انّ الدعى ابن الدعى قد ركزني بين اثنتين : بين السّلة و الذّلّة ، و هيهات منّا الذلّة ! يأبى اللّه لنا ذلك و رسوله و المؤمنون و حجور طابت و طهرت ، و أنوف حميّة ، و نفوس أبيّة ، من أن نؤثر طاعة اللئام على مصارع الكرام ، الا و انّى زاحف بهذه الأسرة على قلّة العدد و خذلان الناصر . »
: « اى گروه مردم كوفه ! هلاكت بر شما باد ! و به غم و اندوه گرفتار آييد ! ، آيا به هنگامى كه ما را به صورت واله و شيدائى به سوى خود دعوت كرديد و ما دعوت شما را پذيرفته با شتاب به يارى شما شتافتيم پس شمشيرى را كه در راه دين به دست شما داده بوديم به روى ما كشيديد آتشى را كه براى دشمنان تهيّه كرده بوديم بر ما افروختيد ، به نفع دشمن عليه دوست ، دسته جمعى به ستيز برخاستيد . بدون اينكه آنان عدالتى را در بين شما رواج داده باشند يا اميد خيرى از آنان داشته باشيد ، چرا سزاوار نفرين نبوده باشيد ، درحالىكه ما را تنها گذاشتيد ، با اينكه هنوز شمشيرها در غلاف ، دلها آرام ، جاى انديشه باقى بود ولى ملخوار بسوى فتنه شتافتيد پروانهوار گرد فتنه گشتيد ، نفرين بر شما و به دور از رحمت خدا گرديد اى بردگان زنان ! اى فرومايگان اى مردمى كه كتاب خدا را كنار گذاشته و كلمات الهى را تحريف كردهايد ؟ اى گروه گناهكاران و پيروان وسوسههاى شيطانى و اى خاموش كنندگان سنّتهاى پيامبر ، و اى بر شما ! آيا ستمگران را يارى و از ما خاندان رسالت دورى مىجوئيد ؟ بارى به خدا سوگند از قديم شما به خيانت معروفيد درخت وجود شما با نيرنگ رشد كرده و شاخههاى آن را نيرنگ پوشانده پس شما بدترين ميوهاى خواهيد بود كه حسرت باغبان و لقمهء ستمگران مىباشيد .
آگاه باشيد كه فرد زناكار و فرزند زنازاده مرا بين دو چيز مخيّر كرده : مرگ با عزّت يا زندگى توأم با ذلّت . البته از ما بدور است كه تن به ذلّت دهيم ، خدا و رسول خدا ، بندگان مؤمن ، مادران پاكدامن ، رادمردان با حميّت ، و شخصيتهاى و الا همّت ، هرگز راضى نخواهند بود كه تن به ذلّت دهيم و اطاعت از فرومايگان را بر شهامت و پايمردى در
هامش
است جائى كه مىفرمايد : « ذلّ قوم تملكهم أمة » قومى كه كنيز بر آنان حكومت نمود ، ذليل و خوار گشت .