تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
روايت شيخ كلينى ( ره ) : شيخ كلينى در كافى و ديگران نيز از امام صادق ( عليه السلام ) روايت نموده‌اند : كه خداوند منان دو فرشته را جهت ويران ساختن ساكنان يك شهر فرو فرستاد تا شهر را بر سر آنان واژگون سازند ، هنگامى كه به شهر رسيدند مردى را مشاهده نمودند كه مشغول دعا و تضرّع به درگاه ربوبى است . يكى از فرشتگان به همراه خود گفت آيا اين دعاكننده را نمىبينى ؟ كه مشغول ذكر و دعا است آن ديگرى پاسخ داد آرى ديدم ولى آنچه خداوند دستور داده است انجام بده آن فرشته گفت من كارى انجام نمىدهم مگر اينكه به درگاه خدا برگردم و سؤال كنم پس به درگاه الهى بازگشت و عرض نمود : پروردگارا ! من به آن شهر مورد مأموريّت رسيدم بنده‌اى از بندگان ترا در حال عبادت و تضرّع مشاهده نمودم دستور آمد آنچه را كه به آن مأموريّت داشتى انجام بده چون اين مرد هرگز و يك بار هم به خاطر دين من ، غضبناك نشده است . امام رضا ( ع ) مىفرمايد : پيامبر خدا ( ص ) مىفرمودند : هنگامى كه أمّت من ، امر به معروف و نهى از منكر را به همديگر واگذاشتند پس آمادهء وقوع حادثه بزرگى از سوى خداوند متعال شوند » ( بزرگتر از شيوع مفاسد و نگرانيها و اضطرابها و سلب امنيّت اجتماعى و فردى ، حادثه ديگرى نيز وجود دارد ؟ ) روايتى از امام صادق ( ع ) : باز از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمود : مرد عابدى از بنى اسرائيل بود كه هنگام عبادت چشمش به دو نوجوانى افتاد كه خروسى را گرفته‌اند و پرهاى آن را مىكنند او بىآنكه به عمل آنان توجّه داشته باشد به عبادت و نماز خود ادامه داد و آن دو را از اين عمل ناروا ، نهى و جلوگيرى ننمود پس خداوند متعال به زمين امر نمود كه بنده‌ام را فرو بكش پس زمين او را فرو بلعيد » به خاطر ترك امر به معروف و نهى از منكر باز از آن حضرت روايت شده است كه از پيامبر بزرگوار اسلام روايت مىكند كه فرمودند : چگونه خواهيد بود هنگامى كه زنانتان فاسد و جوانانتان فاسق شدند و شما امر به معروف و نهى از منكر ننموديد ؟