حرّ در دوران جاهليّت و اسلام در ميان قومش مورد احترام بود زيرا جدّش عتّاب در رديف نعمان ( فرمانگذار منطقه ) بود و بعد از او پسرش قيس همپايهء نعمان شد و شيبانيها با او جنگيدند و به همين جهت جنگ « يوم الطخفه » بوجود آمد .
حرّ پسر عموى أخوص ( زيد بن عمرو بن قيس بن عتاب ) صحابى شاعر بود . حرّ در كوفه رئيس بود كه بنا به دعوت ابن زياد با هزار جنگجو به مقابلهء حسين ( ع ) خارج شد .
شيخ ابن نما روايت كرده است : چون حرّ از قصر ابن زياد خارج شد تا براى مقابله حسين ( ع ) برود صدائى شنيد كه مىگويد : اى حرّ بهشت بر تو مژده باد ! برگشت ولى كسى را نديد و با خود گفت : به خدا اين حرف نمىتواند درست باشد زيرا جنگ با حسين و بهشت ! اين جريان را به خاطر داشت تا اينكه به خدمت امام ( ع ) رسيد و جريان را بازگو كرد امام فرمود : به اجر و خير رسيدى .
ابو مخنف روايت كرده است از عبد اللّه بن سليم اسدى و مذى بن مشمعل اسدى كه اين دو نفر گفتند : با حسين ( ع ) دو به دو حركت مىكرديم تا اينكه در « شراف » پياده شد و به جوانان دستور داد تا آب بيشتر بردارند و فردا صبح حركت كردند و تا ظهر به سرعت راه پيمودند ناگاه يكى از آنان تكبير گفت ، حسين ( ع ) گفت : اللّه اكبر . چرا تكبير گفتى ؟ گفت :
درخت خرما را ديدم ( دو نفر راوى مىگويند ) گفتيم : در اينجا درختى نديدهايم . گفت :
آن را مىبينيد ؟ گفتيم : گردن اسبها را ديده پس گفت : به خدا من هم آن را مىبينم ؛ سپس حسين ( ع ) گفت : آيا پناهگاهى نيست ؟ كه آن را در پشت سر خود قرار دهيم و از يك طرف با دشمن برخورد كنيم ؟ گفتيم : بلى اين « ذو حسم » در طرف چپ واقع است به آن طرف حركت كن كه اگر زودتر برسى به مقصودت مىرسى . حسين ( ع ) به طرف چپ متمايل شد و به سرعت حركت كرد تا اينكه به روشنى ديديم و از آنان منحرف شديم آنان نيز راهشان را كج كردند كه سرنيزههايشان مانند زنبورها و بيرقهايشان مانند پرندگان بود و زودتر از آنان به « ذى حسم » رسيديم و چادرهاى حسين ( ع ) زده شد و دشمن رسيد . حرّ بود كه با هزار جنگجو آمده بود و در ساعات گرم روز در مقابل حسين ( ع ) ايستاد و حسين ( ع ) و يارانش معمّم و مسلح بودند و حضرت دستور داد كه به افراد دشمن و مركبهاشان آب دهند .
و چون افراد قشون حرّ را سيراب كردند و به اسبهاى آنان آب دادند ، وقت نماز رسيد و حسين ( ع ) به حجّاج بن مسروق جعفى كه همراه حضرت بود دستور داد كه اذان
تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 152
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص١٥٢