60 - جنادة بن كعب بن حارث انصارى خزرجى :
او از كسانى بود كه همراه حسين ( ع ) از مكه بيرون آمد خانوادهاش نيز همراهش بود هنگامى كه حادثه كربلا پيش آمد او به جنگ شتافت پس در حمله نخستين به فيض عالى شهادت رسيد .
* * *
61 - عمرو بن جنادة بن كعب بن حارث انصارى خزرجى
عمرو نوجوانى بود كه همراه پدر و مادرش آمد و بعد از كشته شدن پدرش به دستور مادرش خدمت امام رسيد و اجازه خواست كه به ميدان برود . امام اجازه نداد و او درخواست خودش را تكرار كرد ، بنا به روايت ابى مخنف امام حسين ( ع ) فرمود : اين نوجوان است و پدرش در جنگ كشته شده است و ممكن است مادرش راضى نباشد ، نوجوان گفت : به دستور مادرم آمدهام و لذا امام اجازه فرمود و او رهسپار ميدان شد و پس از كشته شدن سر او را از تن جدا كردند و به سوى حسين ( ع ) انداختند . مادرش آن را گرفت و آن را به مردى زد و او را كشت و به خيمه برگشت و ستون خيمه را كشيد تا با آن بجنگد كه امام ( ع ) او را برگرداند .
* * *
62 - 63 - سعد بن حارث انصارى عجلانى و برادرش ابو الحتوف
اين دو برابر از افراد محلهء محكّمهء كوفه بودند و همراه عمر بن سعد براى جنگ حسين ( ع ) بيرون رفتند . صاحب الحدائق گفته است : در دهم محرم هنگامى كه ياران حسين ( ع ) به شهادت رسيدند ، چون با صداى بلند مىفرمود : آيا كسى نيست كه به ما كمك كند ؟ زنان و كودكان اين را شنيدند و با صداى بلند گريه كردند سعد و برادرش هم استغاثهء امام و گريه و زارى خانواده او را شنيدند و همراه حسين ( ع ) به دشمنان او حمله كردند و گروهى را به قتل رساندند و گروهى را زخمى كردند پس با شمشير خود به كمك حسين ( عليه السلام ) شتافتند و با دشمنان او جنگيدند تا آنكه هر دو با هم كشته شدند .
* * *