بهره ندهد . در اينجا مثالى مىآورم . كاسنى براى كبدى كه بيمارى سرد دارد بهره نمىدهد . در صورتى كه كاسنى كاملا با كبد سازگار است . مثال ديگر سقمونيا ( محموده ) را ذكر مىكنيم كه در علاج بيمارى صفرائى آن فايده را نمىبخشد كه در غير بيمار صفرائى دارد .
اين را خوب درك كن ! كه شير شتر بچهدار عربى بسيار بهرهرسان است . اگر كسى كه بيمارى استسقاى خيگى دارد به جاى غذا و آب فقط شير ياد شده را بخورد و بر آن دوام كند ، شفا يابد و علاج ديگر نمىخواهد .
برخى از اين نوع بيماران استسقائى تجربه كردهاند و اثبات شده كه شير شتر چگونه دارويى است . اينها را سرنوشت به سرزمينهاى عرب كشانيده بود ، كسانى كه به بيمارى استسقا مبتلا شده بودند بر خوردن شير شتر عربى دوام كردند و خوب شدند .
در علاج استسقا مىتوانى شير شتر بچهدار را تنها به بيمار بدهى و مىتوانى در حالاتى كه مىخواهى شير شتر گرمىبخشتر يا كمتر گرمىبخش باشد و يا از نيروى اسهالى آن بكاهى ، داروى ديگر با آن مخلوط كن و به بيمار بده . مثلا اگر مىخواهى شير شتر عربى - كه به بيمار استسقايى مىدهى - بيشتر گرمىبخش باشد ، هليله همراه بزر كاسنى و بزر كشوث و نمك نفطى با شير مخلوط كن !
اگر مىخواهى كه بيمار از شير گرمى نه زياد بلكه لطيف كسب كند ، سكبينه و ثمر سكبينه با آن مخلوط كن .
اگر مىخواهى كه شير شتر عربى سبب اسهال بيش از حد نشود ، خرنوب مصرى و امثال آن با شير قاطى كن و به بيمار بده كه بخورد .
رواست كه شير شتر را با بول شتر قاطى كنى و به بيمار بدهى .
اگر بيمار استسقايى بويژه بيمار استسقاى خيگى خوراك و نوشيدنيش منحصر به شير شتر باشد و چيز ديگرى نخورد فايده بيند . يا اينكه با خوراكى ديگر كه غير از شير است شير شتر بخورد و در هر وعدهء غذايى شير شتر نباشد ، در هر دو حالت يعنى شير شتر تنها باشد يا همراه دارو يا غذاى ديگر باشد ، بايد مواظب باشى و تحقيق كنى كه :
1 - آيا بدن ، شير را در خود مىپذيرد و شير سبب اسهال نمىشود ؟
2 - آيا اسهالى كه از اثر شير شتر آيد اندك است ؟
3 - آيا اسهال پيامد شير شتر ، در اندازه بيشتر از وزن شيرى است كه خورده است و بيمار تاب آن را دارد ؟
4 - آيا از اثر شير شتر كه بيمار خورده است اسهال به افراط زياد و از تاب بيمار خارج است ؟
5 - آيا شير شتر در معده بيمار ، يا در گدارها پنير مىشود ؟
6 - آيا سبب سردمزاجى بيمار مىگردد ؟
7 - آيا خلط بلغمى را به جا مىگذارد ؟
8 - آيا خلط قبلى و سابقهدار را متعفن مىكند و مىسوزاند .
قانون ( فارسى ) — صفحة 298
مساهمون: أبو علي سينا
ص٢٩٨