فصل چهارم بيماريهاى كبد
1 - بيماريهايى هستند كه مخصوص گوهر كبد مىباشند كه عبارتند از بيماريهاى مزاجى .
2 - همچنين كبد به بيماريهاى تركيبى گرفتار آيد .
3 - گاهى كبد به ورم مبتلا مىشود .
4 - ديده مىشود كه كبد سوراخ گردد . كبد از ساير اندامان ديگر بدن بيشتر استعداد سوراخ شدن دارد . گاهى كه سوراخ يا دريدگى در كبد روى مىدهد بيم آن نمىرود كه مرگ بيمار زودرس باشد ؛ مگر در حالتى كه همراه ورم ، رگى بزرگ پاره شود و خون بپراكند .
گاهى كبد از شراكت با اندامان ديگر و به ويژه از شراكت با معده ، طحال ، كيسهء زهره ، كليه ، حجاب ، ريه ، ماساريقا و رودهها به بيمارى مبتلا مىشود . در اين شراكت ناميمون قبل از هر چيز وريدهايى كه از ته و گودى كبد روئيدهاند و بيرون آمدهاند ، دچار بلا مىشوند و بعد از آن بيمارى به كبد مىرسد و امكان دارد در آنجا ماندگار باشد . اين در حالى است كه در بيمارى كبد ، معده و طحال و كيسهء زهره و ماساريقا شركت داشته باشند . اما در نوع بيمارى كبد اگر حجاب يا ريه يا كليه سهمى داشته باشند ، نخست وريدى كه از كوژى كبد سر برآورده است به بيمارى گرفتار آيد و از آن به كبد سرايت مىكند و ممكن است بيمارى در كبد ماندگار باشد و جاى خوش كند .
اكثرا بيمارى كبد از اشتراك معده به وجود مىآيد . خوراك در اين حالت فاسد مىشود و بدون هضم شدن بيرون ريخته مىشود . مگر اينكه سببى ديگر - غير از فساد خوراك در ميان باشد .
در حالتى كه بيمارى كبد در كوژى كبد باشد ، اكثرا مادهء بيمارى به وسيلهء دفع ادرار ، يا خون دماغ يا عرق جسم ، به بيرون راه مىيابد و مادهء بيمارى پاكسازى مىشود . اما اگر بيمارى در قسمت گودى كبد باشد ، مادهء بيمارى را بايد از راه پايين به وسيلهء اسهال دادن يا قى كردن مادهء صفرائى و برآوردن از راه دهان و بسا ممكن است وسيلهء تعرق پاكسازى كرد .
اينها را همه به خاطر بسپار ! كه گفتيم و شرح داديم .
فصل پنجم نشانيهاى سوء مزاج كبد
علامات سوء مزاج گرم كبد :
1 - تشنگى شديد كه هرچند آب بخورند سيراب نمىشوند و تشنگى بر طرف نمىگردد .
2 - كم شدن اشتهاى خوراك .
3 - التهاب و حرارت شعلهور .
4 - زردى و رنگآميز شدن بول .
5 - سرعت نبض و نبض پياپى .
6 - حالت تب .