رخ دهد .
چگونه از توليدات كبد نتيجهگيرى كنيم ؟
اگر مادهء صفرائى بيش از حدّ طبيعى از كبد تراوش مىشود ، بدان كه كبد حرارت مزاج دارد .
تراوش مادهء سودائى بيش از حد طبيعى از كبد ، دليل بر سوء مزاج گرم بسيار شديد كبد يا دليل بر مزاج سرد و خشك كبد است ؛ چنان كه شرح اين را در آينده ياد مىگيرى !
اگر كبد خون خوب و پسنديده توليد مىكند ، دليل بر سلامت كبد است . كبد كه خون پسنديده و سازگار با بدن را از خود جدا مىسازد و به بدن مىرساند و خون بدن را با خود دمساز مىسازد ، معلوم است كه درست و سالم است و حكايت از سلامت توليدكننده دارد . اما هنگامى كه كبد خون صفراآلود يا سوداآلود يا خون كممايه را به سوى بدن مىفرستد ، معلوم مىشود كه كبد سلامت نيست و خللى در كارش پيدا شده است و انتاج بر منتج دليل است .
اگر كبد مادهء آبكى چنان از خود مىپراكند كه سزاوارى پيوستگى با بدن را ندارد - چنان كه در حالت بيمارى استسقاى گوشتى مشاهده مىشود - از بيمارى كبد خبرى صحيح مىدهد .
اكنون ببينيم از سازگارها با كبد و ناسازگارها با كبد چگونه حال كبد را شناسائى كنيم ؟
سابقا ياد گرفتى و مىدانى كه سازگار با مزاج طبيعى و ناسازگار با مزاج طبيعى كدامها هستند و از بررسى آنها حال كبد را مىشناسى ! و دربارهء مراحل عمده عادتهاى انسان و آنچه ارتباط به سنّ و عادت دارند ، و دليل يافتن از آنها را همگى در گفتارهاى عمومى شناختهاى و مىتوانى از آنها استفاده كنى و حال كبد را دريابى . گفتيم گاهى ممكن است قلب و كبد باهم سازگار و گاهى باهم ناسازگار باشند . چگونه ؟
بدان ! كه اگر قلب حرارت زياد داشت ، بر حرارت كبد چيرگى مىيابد ؛ اما اين چيرگى زياد نيست و زياد تأثير بر كبد نمىگذارد . رطوبت قلب نيز نمىتواند بر خشكى مزاج كبد چيرگى يابد .
امّا خشكمزاجى قلب شايد بر تر مزاجى كبد كمى تأثير بگذارد .
حرارت كبد نيز بر سرماى قلب چيره مىشود اما نه چندانكه زياد به حساب آيد . رطوبت كبد نيز تا اندازهاى بر خشكى مزاج قلب چيره مىشود . سردى مزاج كبد نيز اثرى بسيار كم بر گرم مزاجى قلب مىگذارد . خشكى مزاج كبد كاملا بر رطوبت قلب چيره خواهد شد .
سردمزاجى قلب در تأثير بر حرارت كبد ، اثربخشتر است از خشكمزاجى قلب بر رطوبت كبد .
گرمى مزاج قلب در اثر گذاشتن و چيره شدن بر رطوبت مزاج كبد ، بيشتر از اثرى است كه خشكى مزاج كبد بر رطوبت قلب دارد ، و گرمى مزاج قلب مىتواند كاملا بر سردمزاجى كبد چيره شود .
قانون ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: أبو علي سينا
ص١٩٣