اگر به وجودآورندهء تشنگى غير طبيعى از اثر بندآمدنيهاى درونى است ، علامتش نرمش شكم است يعنى اگر همراه تشنگى ، شكم نرم داشت و قبض نبود ، بدان ! كه راهبندانى در درون رخ داده است .
اگر تشنگى را بيمارى « ديانيطس » بر انسان تحميل كرده است - كه گفتيم بيمارى « ديانيطس » يكى از بيماريهاى گرده است - دليلش اين است : انسان از آب خوردن سير نمىشود و همينكه آب خورد فورا مىشاشد و باز تشنه مىشود ؛ آب بخور و بشاش ، بشاش و آب بخور ، دور و تسلسلى ناگستنى است و نوبت مرتب و برابر است .
اگر از خوراكها و نوشيدنيها و داروها و غيره تشنگى عارض است ، نشانى نمىخواهد وجود آنها قبل از تشنگى دليل بر آن است . مثلا انسانى بپرسد زياد حرف زدم و تشنهام شد سبب اين تشنگى چيست ؟ پاسخ روشن است وراجى كردى و تشنه شدى و ساير سببهاى تشنگىآور هم همينطور است .
اگر تشنگى غير طبيعى سببش اشتراكيّت است و عضوى از اعضاء بدن در اين خرابكارى شركت دارد ، آن هم اشتراك هريك را ، علامت ويژه هست كه از اين قرارند :
اگر سبب تشنگى غير طبيعى از اشتراك قلب يا ريه باشد ، دليلش اين است كه :
از بركشيدن نسيم خنك تشنگى كاهش يابد . در بيدارى كشيدن و نخوابيدن انسان آسودهتر مىشود و اگر بخوابد تشنگى افزايش مىيابد .
اگر چنين بيمارانى كمكم آب را مك بزنند در تسكين تشنگى تأثيربخشتر از آن است كه آب را يكباره سر كشند و زياد بخورند و يك دفعه بخورند . احتمال دارد از اثر يكباره نوشيدن آب ، ريختنيهاى داخل بدن اول بند آيند و تجميد شوند و بعدا گرم شوند و آنگه تشنگى دو چندان و چند چندان گردد و تا خواست تشنگى را وسيلهء آب خوردن تسكين دهد ، به جاى آرام گرفتن برانگيختهتر و بيشتر مىشود . نبايد اين حالت را قياس بر حالتى كند كه اول بار براى تشنگى فرونشاندن آب خورده است و تسكين يافته است .
اگر سبب يورش تشنگى و از عادت خارج شدنش خشكى مرى باشد ، نشانش اين است كه تشنگى كم است و كمتر روى مىدهد . كسى كه اين حالت را دارد از خوابيدن بهره مىبيند ، تا آرام و كمحركت باشد خوب است ، حرف نزند بهتر است .
اگر سبب تشنگى غير طبيعى از گرماى زياد است ، شببيدارى و نخوابيدن برايش خوب است .
اگر كبد در پديد آوردن علّت تشنگى غير طبيعى شراكت كرده است ، دليلش را از مزاج گرم و خشك كبد بجوى و ورم گرم و ورم كبد - كه گرم هم نباشد - دليلى روشن است .
علاج :
وقتى كه تشخيص دادى اين تشنگى غير عادى از اثر سوء مزاج است ، طرز و چگونگى