معده را ذكر كردهايم كه يكى از آنها به وقوع پيوستن تخليه و پاكسازيهاى زياد بود .
4 - اگر بىاشتهايى يا كماشتهايى به سبب چگونگى هوا باشد ، بايد سبب را از بيمار پرسيد كه آيا قبل از مبتلا شدن به بىاشتهايى در محيط داراى هواى بسيار گرم يا بسيار سرد زيسته است .
5 - اگر سبب بىاشتهايى از اثر قرحهء آزاردهنده در معده است ، نشانيهايى دارد كه راهنمايى مىكنند و از اين قرارند :
الف - نشانى قرحهء آزاردهنده را در بابى ويژه ذكر كردهايم ، ببين كدام از نشانيها در اين آقا يا خانم بىاشتها پيداست .
ب - مدفوع اشتها برافتاده را معاينه كن ! آيا اثرى از قرحه در آن هست ؟
ج - اسهال بودن شكم .
د - اندك ماندن خوراك در معده و زودگذر بودن خوراك .
ه - احساس درد گزشى در معده - گزش از خلط ترش يا شورمزه يا تلخ مزه - كه از نوع گزش پى به چگونگى مادهء قرحهزا و نوعيت قرحه مىبرى
6 - اگر زن باردار از اشتها افتاد ، شكم برآمدهاش نشانى است آشكار .
7 - اگر سبب بىاشتهايى وجود خلط عفونى در معده است ، مىتوانى آن را از چند جهت بشناسى :
الف - دل به هم آمدن زياد .
ب - تهوّع زياد .
ج - گاهگاهى بوى گند دهان اما نه هميشه .
د - مدفوع نادرست و بدجنس و ناپسند كه شرح دادهايم .
8 - اگر بىاشتهايى از اثر قطع شدن ريزش مادهء سودايى طبيعى از طحال بر معده است علامتهايى دارد :
الف - هرگاه بيمار بىاشتهايى چيزى ترشمزه بخورد و آن چيز ترشمزه معده را غلغلك بدهد و معده آن را بيرون دهد ، اشتهاى بيمار باز و صاف مىشود . تو گويى اين چيز ترشمزه خود را نمايندهء ماده سودايى مورد احتياج دهانهء معده معرفى كرده و كار مادهء سودايى را انجام داده است .
9 - اگر سبب بىاشتهايى ريزش مادهء خلط سودايى بدجنس و معدهآزار است و در اندازه نيز بسيار است ، علامتهايى دارد كه از اين قرارند :
الف - مادهء سودايى در برآورده از راه دهان ديده مىشود .
ب - بيمار ترشمزگى را در دهان احساس مىكند .
ج - خيالات و اوهام دور از حقيقت در بيمار پيدا مىشود .
د - زبان بيمار به سياهرنگى گراييده است .
ه - بزرگ شدن و برآمدگى طحال كه مادهء ريختنى را در خود حبس كرده است .
قانون ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: أبو علي سينا
ص٩١