ممكن است ذات الريه به بيمارى قرانيطس ( ورم جرم مغز ) تبديل شود . كه در اين حالت وخيم است .
گاهى ممكن است - آن هم بهندرت - كه ذات الريه به ذات الجنب تبديل شود .
ممكن است تخدير شدن به دنبال ذات الريه آيد چنانكه در بحث از ذات الجنب بيان كرديم ، كه تخدير ذات الريه از تخدير دنبالهرو ذات الجنب پايدارتر و ديرپاتر است .
خونريزى بينى در بيمارى ذات الريه بهرهاش به بهرهء خونريزى بينى كه در ذات الجنب رخ دهد نمىرسد . زيرا مادهء ورم ذات الريه و مادهء ورم ذات الجنب يكى نيستند بلكه از هم جدا هستند .
گذشته از اين جذب كردن خون از ريه راهى دور تر از آن را مىپيمايد كه خون از حجاب و غشاهاى پوشندهء سينه و ماهيچههاى سينه بيايد كه نزديكترند .
چگونه بيمارى ذات الرّيه را بشناسيم ؟
علامتهايى كه ذات الرّيه را دست نشان مىكنند از اين قرارند :
1 - از آنجا كه ورم گرم است و در احشاء قرار دارد ، تب سخت بيمار را در بر مىگيرد .
2 - تنگنفسى بسيار شديد كه به خفه شدن مىماند ، بيمار كه نفس مىكشد چون نفس از ريه ورم كرده آيد بايد راست بنشيند يا راست بايستد زيرا گدارهاى نفس تنگ شدهاند .
3 - نفس بسيار گرم است .
4 - احساس سنگينى زياد است ، زيرا آوند مادهء ورم گوهر حسّاس ندارد و در غشاى پيچيده شده است كه حسّاسيت دارد .
5 - حالت كشيدگى در سراسر سينه وجود دارد .
6 - آزار و درد كه از سينه كشيده مىشود و از ژرفاى سينه به اطراف دندهء پهلوى استخوان چنبر و تا پشت مىرسد و ممكن است در ميان هر دو شانه نيز درد احساس شود .
7 - ممكن است در زير شانه و زير استخوان چنبر و زير پستان احساس تپيدن شود و تپش يا بدون انقطاع است و پيوسته احساس مىشود يا فقط در هنگام سرفه كردن .
8 - بيمار ذات الرّيه تنها مىتواند بر پشت دراز بكشد ، نمىتواند بر پهلو دراز بكشد كه اگر بر پهلو بخوابد خفه مىشود .
9 - زبان بيمار ذات الرّيه اول سرخ و سپس سياه مىگردد . زبانش به گونهاى است كه اگر دست بر آن زنى ، دست مىچسبد و غلظتى را حس مىكند .
10 - شايد در كشيدگى و امتلاء ( پرشدنى ) رخسارهء بيمار نيز شركت داشته باشد كه رخساره سرخرنگ مىشود و باد مىكند ( مىآماسد ) زيرا بخار به سوى دو گونه بالا رفته است . گونهها اندامى هستند گوشتين و متخلخل و پوست سر گونهها در سفتى به پوست پيشانى نمىرسند .
ممكن است گونهها به حدّى سرخ شوند كه گويى آنها را رنگ قرمز زدهاند . و شايد در بالا آمدن بخار چنان حس كنند كه آتش بر گونه روشن كردهاند .
11 - از شدّت تب و آسيب حاصله از تب نفس بلند است و سريع .