كه بحران ناپسند و بد در راه است .
اما اگر به جاى اين نشانى ناپسند ، برآورده سياهرنگ نباشد و نشان از خوبى و پختگى ماده داشته باشد دليل آن است كه حالت بد بحرانى به تأخير افتاده و حالت بحرانى خوب پيش مىآيد .
فصل چهارم ذات الرّيه
ذات الرّيه عبارت است از ورم گرم كه در ريه پديد آيد .
سبب پيدايش ورم گرم در ريه چندين احتمال دارد :
1 - مادهء ورم خودبهخود در ريه ايجاد شده است .
2 - ريزش كردهها از بالا ( نزله ) به ريه رسيدهاند و سبب ورم شدهاند .
3 - مادهء خفگىآور ، تحليل رفته و در ريه ورم به بار آورده است .
4 - بيمارى ذات الجنب جاى خود را به بيمارى ذات الريه داده است ، كه اين حالت در صورتى كه نيروى رانندهء مادهء ورم به اندازهء كافى نباشد و مادهء ورم را از راه دهان بيرون نيندازد ، تا مدت هفت روز بيمار را مىكشد .
اما اگر نيرو به حدّى باشد كه بتواند ماده را از ريه به سوى دهان و بيرون از دهان براند ، شايد خطر مرگ نباشد اما اكثرا به بيمارى سل مىانجامد .
مادهء ورم ذات الرّيه خلط است ، و اكثرا اين خلط بلغم است ، زيرا آوند ماده - كه ريه مىباشد - شل و كم تاروپود است و كمتر اتفاق مىفتد كه خلط آبكى در آن گير كند .
يعنى حالت ذات الريه درست برعكس حالت ذات الجنب است ، زيرا در ذات الجنب آوند ورم غشايى و سفت پرپشت است و هر خلطى كه بسيار لطيف است و تندمزاج ، مىتواند در آن نفوذ كند و خلط غليظ به هيچ وجه نفوذ نمىكند .
ممكن است مادهء ورم ذات الرّيه خون باشد يا از جنس مادهء باد سرخى باشد كه در اين حالت كشنده است ، زيرا ماده تند مزاج است و ريه همسايهء قلب است ، داروى خوردنى و نوشيدنى و گذاشتنى ( ضماد ) كمتر مىتوانند بهرهرسان باشند .
داروى تناولى كه عادتا بايد سرد و سردىبخش باشد ، تا به ريه مىرسد و اين راه دور را مىپيمايد نيروى سردىبخش را چندان در خود باقى نمىگذارد كه با گرمى ورم ريه برابرى كند .
داروى گذاشتنى هم همينطور ياراى آن را ندارد كه نيروى سردىبخش بايسته را آنقدر برساند كه در مقابل گرمى ورم قد علم كند .
ممكن است ورم ذات الريّه بهوسيلهء تحليلبرنده تحليل رود ؛ و ممكن است به چركين شدن بينجامد ؛ و ممكن است ورمى سخت گردد .
بسيار اتفاق افتد كه مادهء ورم ذات الرّيه خراج گردد و از رويهء بدن خودنمايى كند .