باشد ، مثلا به گدارهاى مدفوع رسيده باشد ، يا قسمتى از آن با بول بياميزد و به صورت تهنشين بول درآمده باشد ، يا در حال رسيدن ورم مادهء پخته و رسيده از راه دهان بيرون رفته باشد ، خطر ولگردى ماده بسيار كمتر است و كمتر جاى نگرانى است ، زيرا مادهاى كه باقىمانده است و در جايى سبب خراج شده است كم است و خراج حاصل از آن اندك مايه را مىتوان وسيلهء پخته گردانيدن از بين برد .
اما اگر چنين خراجهاى حاصل از مادهء تحليل رفتهء ورم پديدار نباشند و ناديده و ژرفانشين باشند ، نشانهء روى دادن آسيب و آژير برگشتن بيمارى است و بهويژه اگر مادهء خراج به ريه راه يابد .
گاهى روى مىدهد كه از شدت تب ناشى از ذات الجنب نفس پياپى آيد و از پياپى آمدن نفس تفكردنى از راه دهان لزج گردد ، كه عادتا از نفس پياپى كشيدن آب از دهان انداختن گرم مىشود .
و هرگاه مادهء تفكردنى لزج شد بيمارى نيز شدت يافته است و التهاب در افزايش است .
هرگاه التهاب افزايش يافت ، نفس پياپى آيد و از پياپى آمدن نفس ، لزجى مادهء تف كردنى زايد .
كه در اين دور و تسلسل بيمار گير كرده ( نفس پياپى سبب لزجى ماده ، لزجى ماده سبب التهاب ، التهاب سبب لزجى ماده شده است ) و هر دو حالت به ضرر بيمار است ، و هر دو حالت در وخيم كردن بيمارى باهم همكارى مىكنند .
اكنون سؤالى پيش مىآيد ؛ ذات الريه وخيمتر است يا ذات الجنب ؟ يا كداميك از آن ديگرى سلامتتر است ؟ آيا آنچه در طرف چپ و نزديك قلب است ، يا آنچه در طرف راست و دور از قلب است ؟
برخى گويند اين و برخى آن را بدتر دانستهاند .
و در حقيقت راستگرايان از چپگرايان بيشتر راه صواب پيمودهاند .
آنچه نزديك قلب است و در طرف چپ قرار دارد ، بدتر از آن ديگر است كه در طرف راست است ؛ زيرا قلب كه اشرف اندامان است ممكن است از اين همسايهء ناپسند دچار مزاحمت و آسيب شود . اما بيمارى طرف چپ حسنهايى هم دارد ؛ زودتر از آنچه در طرف راست است به پختگى مىرسد و تحليلپذيرتر است و اين در شرايطى است كه ورم از آن ورمهاى تحليلپذير باشد . و آنچه دور از قلب است و در طرف راست واقع شده است ، از ورم چپگرا سلامتتر است . ليكن بيمارى راستگرا ورمش از آن ديگرى كه در سمت چپ است كمتر به پختگى و تحليل رفتن مىرسد و از آن ديگرى سرسختتر است .
گاهى ممكن است از اثر بيمارى ذات الجنب ، پرى غير عادى از خلط در طرف سر يا سينه يا در رگهايى كه اطراف سينه هستند روى دهد ، كه اكثرا اين پرشدگى از خلط ، از اثر چند چيز باشد :
1 - آب بسيار سرد نوشيدن كه ماده را بند آورد و از حركت بازدارد و جمع آورد .
2 - سرماى زياد .
3 - حرارت و گرماى زياد .
قانون ( فارسى ) — صفحة 458
مساهمون: أبو علي سينا
ص٤٥٨