بيرون دهد . در اين حالت بايد كوشش كرد كه ريه را تقويت بخشيد كه به حالتى از نيرومندى درآيد و بتواند چنانكه لازم است ترنجيده شود . و بتواند با سرفهء تند ماده را به سوى دهان و به خارج پرت كند .
بيرون راندن چنين مادهاى از راه دهان به دو نيرو نيازمند است :
يكى نيروى طبيعى است كه ورم را مىرساند و مادهء حاصل از رسيدگى ورم را هول مىدهد .
نيروى دومى ، نيرويى است كه حاصل از اراده و دفعكننده است .
اگر هر دو نيرو باهم همكارى نكنند ، ممكن است پاكسازى ماده صورت نپذيرد .
و بدان ! كه هرگاه بيرون انداختن مادهء ناباب از راه دهان با دشوارى روبهرو شد ، يكى از انگيزههاى ذيل را دارد :
1 - نيرو به كاستى گراييده و به زحمت افتادن ، تف كردن ماده از راه دهان از كم نيرويى است .
2 - تاوان از ابزار است ، و اين در حالى است كه ابزار از حركتى كه بكند آزار بيند يا اينكه از حركتى كه همسايهاش مىكند آزار بيند .
3 - ممكن است سبب دشوار برآمدن ماده در خود ماده نهفته باشد ، مثلا مادهء انداختنى از راه دهان بسيار رقيق يا بسيار غليظ و لزج باشد . كه در هر سه حالت ممكن است مادهء ريختنى در ريه بماند و با هوا بياميزد و به جوشش بينجامد و اين وقتى روى مىدهد كه ماده به ريه و عصب ريه ريخته باشد و از بيرون آمدن ابا كند .
اگر مادهء ورم ذات الجنب تا مدت چهارده روز از راه تف انداختن پاكسازى نشود ، بدان كه ماده جمع شده است و اگر چرك ورم ذات الجنب تا مدت چهل روز پاكسازى نشود ، ممكن است ذات الجنب به ذات الريه يا به بيمارى سل تبديل شود .
عادتا بايد چرك حاصل از ورم ذات الجنب تا روز هفتم پاك شود . و حدّاكثرش بايد تا بيست روز پاك گردد ، و ممكن است به چهل روز و شصت روز برسد .
گاهى اتفاق افتد كه ورم قبل از آنكه برسد مىتركد و اين تركيدن بدون پختگى و قبل از پخته شدن در چند حالت اتفاق افتد :
1 - مادهء آزاردهنده بسيار باشد و بسيار بيشتر از حدّ عادى در ورم گرد آيد .
2 - مادهء آزاردهندهء بسيار تند و تيز باشد كه طبيعت ناگزير آن را بيرون مىراند .
3 - از حرارت زياد مزاج .
4 - شايد از اندازهء عمر انسان سرچشمه گيرد .
5 - ممكن است چگونگى آبوهواى فصل سال سبب تركيدن ورم هنوز نارسيده گردد .
6 - ممكن است محيط زيست در اين كار تأثير داشته باشد .
7 - يا از اشتباه پزشك معالج باشد كه داروهاى تركانندهء ورم به بيمار داده قبل از رسيدن ورم به ورم رسيده است ؛ و ما در آينده اين داروهاى تركانندهء ورم را ذكر مىنماييم .
8 - از طرز حركات بيمار باشد كه زياد از اندازهء لازم بجنبد و بسيار خسته شود .
قانون ( فارسى ) — صفحة 456
مساهمون: أبو علي سينا
ص٤٥٦