شد ، ممكن است به مرگ بينجامد .
و اين را بدان !
هرگاه ذات الجنب با تف كردن مادهء ورمى همراه بود ، داستانش داستان بيمارى استسقا است ، منظورم اين است كه تب همراه دارد .
علاج حالت اولى - كه منظورم ذات الجنب است - دو چيز است ، يا داروى داراى دو خاصيت است :
1 - گيرنده ؛ تا خون از راه دهان برآمده را بند آرد .
2 - داروى نرمكننده ؛ كه با ذات الجنب سازگار است .
درصورتىكه علاج استسقا بايد گرمىبخش و خشكاننده ، يا خشكانندهء معتدلى باشد كه داروى استسقاست . علاج سردىبخش و رطوبى نيز لازم است كه تب را چاره كند .
زياد رخ مىدهد كه انگيزهء بيمارى ذات الجنب و ذات الريه ، خوردن غذاهاى غليظ باشد كه گوهر غذايى غليظ دارند و خون را غليظ گردانند ؛ مثلا حلوا مغزى .
چنين غذايى بر اطراف پستان و پهلو اثر مىگذارد ، علاج اين حالت آن است :
1 - به حمام روند تا مادهء بيمارى رقيق گردد .
2 - وقتى از حمام بيرون آمدند اسكنجبين بنوشند .
3 - نبايد روغن بر تن بمالند ، زيرا روغن بركشندهء ماده است .
4 - رگ زدن كه ممكن است به جاى همهء اين علاجها كافى باشد .
نشانيهاى ذات الجنب :
نشانيهاى ويژهء ذات الجنب عبارتند از پنج نشانى :
1 - از آنجا كه همسايهء قلب است ، تب ، هميشگى موجود است .
2 - درد سوزنى كه به خليدن سوزن در بدن مىماند در زير دندهها احساس مىشود ؛ چرا ؟ زيرا اندام دردمند غشايى است و اكثرا درد نامبرده احساس نمىشود مگر در حين نفس كشيدن .
ممكن است با احساس درد سوزنى ، احساس كشيدگى اندام هم باشد ، و شايد احساس به كشيدگى اندام بيش از احساس به درد سوزنى باشد كه كشيدگى اندام دردمند در بيمارى ذات الجنب نشان از بسيارى ماده دارد .
احساس درد سوزنى نشان آن است كه درد در نفوذ كردن و گزيدن عضو بيمارشده نيرومند است .
3 - تنگنفسى از فشار ورم ، كه با تنگى نفس كوچك است و پياپى آيد .
4 - نبض ارهاى ؛ زيرا از اثر بيمارى نبض مختلف مىشود و اين اختلاف به كلّى از تنظيم و ترتيب خارج مىشود در هنگامى بيمارى به حدّ منتهى مىرسد ، كه در حين به حدّ نهايى رسيدن بيمارى نيرو ناتوان شده و ماده به حدّ زيادى جمع آمده است .
5 - سرفه . در ابتداى بيمارى ذات الجنب سرفهء خشك پيدا مىشود ، بعد از آن مادهء ناباب را تف