ج - از خشكى كه بر ابزار چنين اثرى گذاشته است كه از كمترين سبب ترك برمىدارد در هر دو حالت حرارت و خشكى كه سبب ترك برداشتن ابزار دربرگيرندهء مادهء خونى هستند خون از ترك مىتراود .
د - رطوبتى ابزار دربرگيرندهء مادهء خون را سست كرده ، مسامها ( سوراخهاى ريز ) گشاد شدهاند و خون تراوش مىكند .
ه - ابزار به چيزهايى سوراخكننده ، يا خورنده ، يا گسلنده ، يا گنداننده برخورد كرده است .
9 - اگر پرشدگى از خون روى داد ، طبيعت مادهء خونى ما زاد بر احتياج را به هرجايى كه آمادهء پذيرش آن باشد مىريزد ، يا به نزديكترين اشغالدان زائد بر لازم مىاندازد ، كه خون بيرون ريخته از راه خيو از دهان برآيد .
10 - خون از اثر بواسير ، يا در حال حيض ، يا خونريزى بينى ، سيلان مىكند و از راه دهان بيرون آيد . اگر رگها به حد كافى نيرومند باشند خود را آنقدر از خون تهى نمىكنند كه سبب مرگ ناگهانى شوند ، زيرا رگ سالم و سرحال خون را در كاوكهاى داخل نگه مىدارد و خون زياد از اندازهء لازم بيرون نمىآيد .
كسى كه خون تف مىكند ممكن است كه قرحه در ريهاش پديد آيد ، زيرا اكثرا خون تف كردنى از زخم است و زخم گرايش به قرحه شدن دارد .
اگر خون برآوردن بند آمد ، بعدا از نو شروع كرد ، بيم آن مىرود اين خونى كه بدنبال خون اولى آمده است ، از قرحهاى آيد كه زخم اولى بدان تبديل شده است .
بسيار ممكن است كه خون همراه تف نوعى خون سر باشد كه به ريه رسيده است و ريه آن را به دهان تحويل داده است .
اگر خونى كه از راه دهان برآيد از جانب ريه منشأ گرفته باشد ، دو احتمال بيمناك دارد :
1 - خون زياد از اندازه و به افراط موجود بودن خون .
2 - ممكن است زخمى در ريه پيدا شده و قرحه گرديده است .
هر خون برآوردنى از راه دهان ، جاى نگرانى نيست ، در حالتى جاى نگرانى است كه بند نيايد و دوام يابد .
خون برآوردنى نگرانكننده است كه همراه تب باشد .
11 - بسيار اتفاق افتد كه سرما سبب خون برآوردن باشد .
12 - سبب خون برآمده از راه دهان ورم در كبد يا سپرز باشد .
نشانيها :
اگر خون با سرفهء سبك بيرون آمد ، بدان ! كه خون از جاى نزديك حنجره آيد .
اگر با سرفهء زياد خون تف شود ، بدان ! كه منشأ خون برآمده در جاى دور از حنجره است . و تا دور تر و دور تر باشد سرفهء تندتر و بيشتر مىخواهد تا بيرون آيد .