سبب از رگها و غير رگها باشد .
اگر سبب از رگ باشد چند حالت دارد :
1 - بريدگى در رگ به وجود آمده .
2 - رگى ترك برداشته .
3 - رگ يا از تند شدن يا از سست شدن گشاد گرديده .
4 - خلطى خورنده هست ، رگ را خورده است .
5 - رگ از اثر ناتوانى و زبونى تنك و نازك شده و اين اثر زبونى پابرجا است .
6 - بسيار روى مىدهد كه گدارهاى اجزاى قصبه و شريانها بيش از حالت طبيعى گشاد مىشوند و خون به قصبه مىتراود .
اگر سبب خون از راه دهان برآمده از رگ نباشد ، چندين احتمال دارد :
1 - زخمى در ريه موجود است .
2 - چركى است كه از زخم ريه تراوش كرده است .
3 - خونى است كه از زخم خورهاى مىچكد .
4 - چيزى از اندامى بركنده شده و اندام عفونت كرده .
5 - ورم خونى در ريه است كه خون مىتراود . كه خون تراويده از ورم خونى ريه جاى بيم نيست ، زيرا ورم خونى در ريه مادهء بيرون راندنى را در خود نگه نمىدارد و نمىگذارد غليظ گردد .
6 - همهء سببهايى كه در خود اندام باشند و سبب خون برآوردن شوند شايد در ريه به وجود آيند ، مگر چسبيدن زالو و اين سببهاى درونى نيز انگيزههاى پيشينه دارند كه از اين قرارند :
الف - مادهء بيمارى زياد است و اين بسيارى ماده يا از زيادهخورى به بار آمده و انسان ترك ورزش كرده است ، يا ماده بيشتر از آن است كه طبيعت آن را لازم دارد و ما زاد بر احتياج است ، چنانكه در كتاب كلّى دربارهء ترك ورزش ، يا بند آمدن خون حيض يا بند آمدن خون بواسير يا گسستگى اندامى شرح دادهايم .
ب - از بسيار جذب شدن ماده .
ج - از شدت حركت و جنبش ماده .
7 - از بادهايى كه در رگها جاى گرفته و بهويژه كسانى كه عادت به سينه صاف كردن وسيله سرفهء نرم دارند ، خون تف كردن به سبب رگهاى بادكرده زياد روى مىدهد .
8 - ابزارى كه ماده را دربرگرفته است براى خون تراويدن آمادگى دارد و اين آمادگى يكى از سببهاى زير را دارد :
الف - از سرما ترنجيده است و به دشوارى مىگسترد ، نيروى انجام دهندهء كار نمىتواند ابزار سرمازده را كشش دهد ، ناچار ابزار در اين گيرودار مىتركد و خون از او مىتراود .
ب - حرارت خارجى يا حرارت درونى ابزار را سفت گردانيده به حدّى كه آمادگى ترك برداشتن داشته باشد .
قانون ( فارسى ) — صفحة 440
مساهمون: أبو علي سينا
ص٤٤٠