فصل پنجم صداى زمخت دورگه
صداى زمخت دورگه ، سببش همان غلظت صداست بهطورى كه گدارهاى صوتى را سست و گشاد مىگرداند و ممكن است سبب فرياد و جيغ كشيدن باشد كه علاجش از اولى دشوارتر است .
گاهى كسانى كه بسيار در بوق و سرنا مىدمند به صداى دورگهء زمخت مبتلا مىشوند . زيرا چنين اشخاصى در هنگام دميدن بوق يا سرنا يا چيزى همانند آنها نفس را در چند مرحله و جداجدا بيرون مىدهند و گدارهاى صوتى گشاد مىشوند .
فصل ششم صداى باريك ( نازك )
صداى باريك كاملا در برابر و بر ضد صداى ناصاف قرار دارد و سببها نيز بر ضد همند . صداى باريك ممكن است از چند چيز باشد :
شب بيدارى زياد ، خستگى ، آوازخوانى و بهويژه آواز خواندن بعد از غذا ، ورزش خستهكننده ، پاكسازيها .
علاج صداى باريك :
آواز نخواند يا اگر آواز مىخواند صدا بسيار آرام باشد ، ورزش ميانگين و چاقكن بكند ، غذاهاى ميانه و به اعتدال بخورد ، هر صبح زود به حمام برود ، از خوراكيهاى گيرنده و خشكاننده و از جماع دورى كند .
فصل هفتم صداى تيره و ناصاف
منظور از صداى تيره و ناصاف نوعى صداست كه به صداى برهم زدن و به هم ساييدن ارزيز مىماند . سبب چنين صدايى رطوبت بسيار بسيار غليظ است .
علاج آن :
ورزش ، كشتىگيرى ، حبس كردن نفس ، ماساژ به وسيلهء پارچهء كتانى ، حمام رفتن ، خوردن غذاهاى نرمىبخش و پاره كنندهء مادهء خلط ، از قبيل : ماهى نمكسود و شراب كهنه .