فصل يازدهم نفس كوچك
نفس كوچك آن است كه در مقابل نفس بزرگ قرار دارد و انگيزهاش برعكس انگيزههاى نفس بزرگ است .
اگر دردى چنان اندامان نفسكش را دربرگيرد كه آن اندامان از حركت طبيعى كوتاهى ورزند ، نفس كوچك است .
گاهى تنگى سينه سبب كوچكى نفس است .
اگر با نفس كوچك خميازه همراه باشد ، آژير مرگ طبيعت است .
اگر نفس كوچك بر خلاف عادت پياپى آيد ، نشان از وجود دردى در اندامان تنفّس و درد در اندامان نزديك به اندامان نفسكش است كه منظور معده است و درد شايد از قرحه و ورم در معده باشد .
نشان انگيزههاى نفس كوچك :
1 - چنانكه ذكر شد ، در برابرى كردن انگيزههاى نفس بزرگ و نفس كوچك عكس انگيزههاى نفس بزرگ ، انگيزههاى نفس كوچك هستند .
2 - نفسى كه از درد كوچك است و كوچكى از تنگى سينه نيست ، بودن درد آن را معلوم مىنمايد و اگر شخص دردمند ، كه از درد به نفس كوچكى مبتلاست ، بر آزارى كه مىبيند شكيبا باشد و درد را تحمّل كند مىتواند نفس را بزرگ گرداند .
با اينكه نفس چنين شخصى كوچك است ، باز گاهگاهى نفس بزرگ برحسب نياز و برحسب اندازهء تحمّل درد پا در ميان مىگذارد ، يا اينكه فرصت مىآرد كه هرگاه درد آرامش نسبى يافت ، نفس بزرگ بركشد .
3 - اما اگر كوچكى نفس ، از تنگى سينه است كاملا خلاف مورد فوق است .
فصل دوازدهم نفس دراز ( عميق )
نفسى است كه زمان حركت هوا در دم و بازدم به طول مىانجامد تا نيروى بدن بتواند هواى بسيار به مصرف برساند . شايد دردى يا تنگى سينه از بركشيدن و پس دادن نفس بزرگ سريع جلوگيرى كند ، نفس عميق در بركشيدن هوا جاى نفس بزرگ سريع را بگيرد .